مغلوبيت حيرتآور آلمان
بعد از خيابان بهسمت توپخانه و از آنجا در بين راه سوار درشكه عز الملك به خانهء مصدق السلطنه رسيده ، آقا شيخ العراقينزاده و متين الدوله حاضر بودند .
يك نفر هم بعد كه آقا ميرزا رضا خان نائينى گفتندش بود . قدرى صحبت و ناهار عالى خورده ، بعد از ناهار نائينى رفته ، مرآت الممالك و بعد حاج نصير السلطنه آمد . چايى و صحبت حيرتآور مغلوبيت آلمان به اين قسم كه عقول از فرضش عاجز و جز به اختلاف داخلى نسبتى نمىتوان داد ، مشغول بوديم . بعد دو به غروب بلند شده به خانه آمدم . آقا ميرزا ابو القاسم خان و ميرزا رضا خان معلم فرانسه آمده و رفته بودند . كارتى نوشته بودند كه روز جمعه چهار به غروب ، زودتر بروم منزل شركت متفقه كه قدرى صحبت جريان مجلس را مذاكره نمائيم . و آدم معاون السلطنه هم آمده بود كه بروم منزل ناظم التجار . بعد بيرون آمده از راه بازار مقارن غروب به خانهء ناظم التجار رفته ، آقا شيخ حسين ، بينش ، معاون السلطنه بودند . تا نيم از شب كسى نيامد ، بعد بلند شده به منزل منتصر السلطنه بروم . توى كوچه عدل الملك و آقا ميرزا محمود اصفهانى و آقا ميرزا ابو القاسم خان رسيده ، ما را برگرداندند . مراجعت ، عنوان صحبت را عدل الملك بعد از ديباچه اهميت موقع اظهار كرد كه استمداد از قبول كردن مشير الدوله مقام وزارت را ، بعد آنها جواب دادند كه لغزاندن وثوق الدوله آسانتر است از قبولاندن مشير الدوله . بعد از صحبتها قرار شد جلسهء آتيه بعضى ديگر را هم خبر نمائيم .
امر تنكابنى به تشكيلات حوزهها
بعد بلند شده به خانهء منتصر الدوله ، ساعت دو از شب رفته رسيده ، سران سپاه همه بودند ؛ اواخر مجلس بود ، آقاى تنكابنى هم اظهار داشتند كه برويد و تشكيلات حوزههاى خود را بدهيد . من خيلى تعجب نمودم كه حضرت ايشان چطور اين امر را مىفرمايند و ابدا هرجومرج دوآتشه را كه فراهم مىآيد ملاحظه نمىفرمايند . بنده به آقا سيد اسد الله زنوزى و چند نفر ديگر اين مفسده را عرض كردم و به خود ميرزا هم گفتم . گفت از روى نظامنامه و مرامنامه