تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 702

مساهمون:

ص٧٠٢

سوسيال‌دمكرات شدن تنكابنى

بعد گفت پس‌پريشب پنجشنبه كه به خانهء ناظم التجار من و عدل الملك و گيوه فروش و ميرزا محمود و ميرزا ابو القاسم خان آنجا بوديم ، شما كه رفتيد ادرار نمائيد ميرزا ابو القاسم خان گفت كه آقا ميرزا طاهر از فرقهء سوسياليست دمكرات ما است مطلب بايد كشف باشد . حالا ما به حيرت افتاده ، محض استكشاف ، كاشانى قرار گذاشته كه سؤالى از تنكابنى بشود كه از اين فرقه يا فرقهء آن‌ها است ؟ بعد بيرون آمده به خانه آمدم . شام بچه‌ها هم خورده بودند . من هم شام آبگوشت كلم خورده خوابيدم .

وضع خانواده ابو الفتح‌زاده

يكشنبه 12 صفر . - صبح بعد از چايى احمد را فرستادم خانهء نير السلطان كه اگر هست بروم . آمد و گفت منتظر است . بيرون رفته ، مادر و عيال مرحوم ابو الفتح‌زاده رسيدند و شكوه زياد از پريشانى كه با چندين سر عيال مانده‌ايم بىمعاش . گفتم از وضع شماها كاملا مسبوق ، اما خداوند وثوق الدوله را از كابينه نيست و رويش را سياه كند كه حال جمعى را تباه و روزگار چندين خانواده را سياه كرده . من منتظرم كابينه بلكه نيست شود تا كابينه جديد حقوقى براى عيالات بىپرستارها معين كند . بعد به خانهء نير السلطان رفته به قدر دو ساعتى صحبت و از شدت تضييق كابينه به عموم مذاكره شد . بعد بيرون آمده سوار واگون ، غلامرضا خان را ديده كه عازم و مأموريت نظميهء رشت را كه سابقا داشت به او داده‌اند . بعد به خانهء سردار اسعد رفته گفتند اندرون است . از آنجا به خانه مىآمدم ، پهلوى را ديده ، مرا برد خانه‌اش . ناهار طاس‌كباب خوبى و بعد چايى خورده ، صحبت زيادى در خصوص اينكه معتصم الملك به دستور فرمانفرما دو نفر را پول با رول « 1 » داده بود مرا بكشند ، آن‌ها به وسايط فهميده بودند كه كار بدى است . حسين لله هم به من اظهار كرد باز دو نفر ديگر را پانصد تومان با دو رول داده بودند ؛ يكى جعفر نام و ديگرى مهدى نام يا اسم ديگر و يكى از آن‌ها در خانه‌اش با رول بازى مىكرده ،
هامش
( 1 ) . منظور : رولور .