نظر حسين علا درباره نوشتن نامه تشكرآميز براى امريكايىها
بعد بيرون آمده از راه ميدان توپخانه و در الماسيه در بين راه به آقاى عين الممالك رسيده باهم تا خانهء ايشان آمده كه پاكتهاى دعوتى را از متين الدوله بگيرم ، نبود . به خانه آمده ناهار آبگوشت با بتول و دايهاش و ننه اسماعيل و خدمتكارش خورده بلافاصله چايى ، از آنجا به خانهء مرآت الممالك رفته ، تفصيل رفتن و ملاقات از آقا ميرزا حسين خان علاءزاده را بيان كرد كه اگر يك همچه تشكرنامهاى از امريكايىها بشود و نمايشى بدهند بر خلاف ميل انگليسىها است و اگر عدهء كمى مهر كنند و بفرستند وقعى ندارد ، بهتر اين است بنويسند و هشت نفر وكلاى حاضره در طهران از اين دورهء چهارم امضا و در پارلمان به كميسيون امريكايىها بدهند بعد رفت به خانهء معاون الدوله ، ختم . مستوفى و صاحباختيار و وثوق الدوله و ساير نسوان دولت هم آنجا بودند . من هم به خانهء شيخ العراقينزاده كه تلفن كرده بود و مرا خواسته رفته . مصدق السلطنه آنجا بود . صحبت مرآت را نمودم . نتوانستيم تعقل حرف ميرزا حسين خان را بنماييم كه تشكرنامه نوشته شود اما وكلا امضا نمايند .
بدبينى مصدق به امريكايىها
بعد قرار شد مصدق السلطنه ، مستوفى ، مشير و مؤتمن را ديده حقايق امور را معين . مصدق مىگفت كه اين كميسيون شايد آمده باشد كه به اسم اعانه و اطلاع از حال روحى مملكت ، محرمانه هم بعضى امتيازات از دولت ايران گرفته به انگليسىها بدهد . قرار شد فردا ناهار به خانهء مصدق السلطنه برويم و در آنجا تكليف معين شود .
جشن بانك
بعد مقارن مغرب بلند شده از راه خيابان به ميدان توپخانه آمدم ، ديدم بانك چراغانى و بيرق صلح انگليس يعنى صلح با غلبه او را بلند كرده ، جلو تلگرافخانه انگليس بيرق الوان زده ، معروف هم شده كه ويلهلم و پسرش و برادرش استعفا ، هركدام به سمتى ، از سوئد و هلاند و اسپانيا رفته و مملكت