از سبزوار آمده بود ، گفتم به آقا مشهدى محمد رضا بدهد . بعد آقا ميرزا حسين قزوينى را ديده احوالپرسى نمودم گفت با حاج آقا رضا در كوچه آقا قاسم شيروانى منزل گرفتهايم .
ورود فطن الملك به رشت
بعد از بازار بهسمت خانهء خلخالى ، در بين راه به همديگر رسيده به خانهاش رفتيم . ناهار آبگوشت سيبزمينى و انگور و بعد چايى و بعد آب انار خورده ، صحبت اينكه در كميسيون ماندهام كه بلكه حقوق 28 ماه خود را بگيرم و بالكليه راحت شوم و مشغول مبارزه با كابينه بشوم و گفت فطن الملك هم تلگرافش از رشت رسيده و امروز عصر هم در خانهء آقا سيد عبد الرحيم كاشانى ما را دعوت نمودهاند ؛ معاون السلطنه ، مرآت ، حسين آقا ، شيخ محمد على قزوينى ، بينش ، گيوه فروش ، آقا سيد هاشم و جمعى ديگر كه تشكيلات را بدهيم و در جريان اوضاع مداخله نمائيم .
بعد ملاقات سعد الدوله را پرسيدم كه او چه مقصدى دارد . گفت فردا ناهار قرار شد ، پرويز را عصر خواست . بعد قدرى از تقلبات كاشانى و اينكه روابطش محرمانه با 12 نفر ايادى اجانب كاملا و سرّا برقرار است . بعد ساعت دو به غروب بيرون آمده به ميدان رفته برادرزاده آقا مشهدى مرتضى را ديده سفارش يك لنگه پياز و يك لنگه سيبزمينى و يك كوزه شيره نمودم . قبول نمود . به خانهء شيخ العراقينزاده آمده ، آقا شيخ ابو طالب و آقا ميرزا معصوم آمده ، منتظر مرآت شديم . آقا شيخ ابو طالب گفت بهتوسط مورخ الدوله وعده داديم كه امشب منزل وثوق الدوله برويم . مىخواهم قدرى صحبت نمايم كه اقدامات ما در خصوص كميسيون اعانهء امريكايىها و روضهخوانى مدرسه شيخ عبد الحسين بر عليه شما نيست . حال وقت به وثوق الدوله داده شده است ، شما چه صلاح در صحبت مىدانيد ؟ گفتم قصد من اين بود كه لايحه و مواد كه تمام مىشد شما نزد او مىبرديد كه بداند بر عليه او نيست ، حال كه وعده دادهايد برويد . بعد ايشان رفته از من وعده گرفت كه فردا عصر بروم منزلشان جمعى آنجا هستند صحبت نمائيم .
بعد ميرزا معصوم خان صحبت از انتخاب شيخ حسن خان و سيد عبد الرحيم كاشانى براى امر روضه نمود و تنقيد نمود كه از حالا بناى نفهميده كارى است . بعد