كمكم صحبت از انتخاب عدل الملك شد كه يك چند روز قبل به خانه آقا ميرزا طاهر مرا بردند و در آنجا معاون السلطنه و گيوه فروش و كاشانى و بينش و عدل الملك و دو سه نفر ديگر بودند و آنجا رأى دادند كه بروند هركدام تشكيلات حوزههاى خود را بدهند و من تعجب دارم ؛ همين عدل الملك بود كه چهها كرده و سايرين در حق او چه مىگفتند . حال آقايان او را در اول مركز شروع وارد مىكنند .
سردار معظم خراسانى و كابينه وثوق
بعد شيخ العراقينزاده نقل كرد كه چند روز قبل رفتم سردار معظم خراسانى را ديدم كه چه شده از جديت خود بر عليه كابينه تخفيف داده ؟ گفت افسرده شدم كه در حق من مردم بد مىگويند . من با كابينه يكى نشدم اما آن جديت سابق را كه كابينه را به زمين بزنم ندارم . بعد سردار معظم نقل كرد كه يك روز تدين و ملك الشعراء و صدرايى آمده بودند به ديدن من كه مرا از ضديت با وثوق الدوله به تطميعات او بيندازند . در اين بين كوكس سفير جديد انگليس به منزل من آمد .
من معرفى ملك الشعراء و آن دو نفر را نمودم . رو كرد به ملك الشعراء گفت شما از من وقت خواسته بودى و ندادم ، اما به تو وقت مىدهم ، بعد ملك در بين رفقايش خجل مىشود كه آنها را مسبوق نكرده . و نيز عراقينزاده نقل كرد كه سهرابزاده را حاكم كاشان مىكنند و رد مىكند اما مشغول ترور درست كردن است از براى وثوق الدوله . تا ساعت يك از شب منتظر مىشويم ، بعد تلفن به خانهء كاشانى زده مرآت الممالك را مىخواهيم ، مىگويد عصرى ميرزا حسين خان را ديدم ، قرار شد كه فردا صبح حاضر براى ملاقات بشود . بعد من خداحافظى با شيخ العراقينزاده نموده ، آقا سيد محمد شهرستانى معاون رئيس عدليه بارفروش كه آدم خوبى است و تازه آمده است [ را ] آنجا ديده بيرون آمدم .
رو به خانه آمده ، شام اشكنه درست نموده ، بچهها تماما و كوكب خانم و معصومه هم شام خورده ، خوابيديم .
محمود پهلوى و ماجراى قتل استوار
سهشنبه هفتم صفر . - بعد از خواب و چايى ميرزا حميد خان آمد و مختصرى صحبت و جديت داشت كه روضه دمكراتها خوانده شود . بعد بلند شده رفتيم ؛