تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
طهرانى نيامدند ، كاشانى اظهار كرد خوب است در اين مورد پيش‌آمد صلح ، اسباب وحدت و يگانگى را ماها فراهم بياوريم و بلكه مخارج روضه و زحمات در روضه را تبديل در راه وحدت نمائيم و با ساير دستجات و طبقات يكى شويم . مرآت گفت من خنده‌اى كردم و گفتم بيچاره كمره‌اى كه يك سال قبل فرياد كرد و كسى به‌واسطهء اغراض گوش نداد و خراب كرد . بعد نزديك ظهر بود ، من بلند شده به اداره رفتم و گفتم هرچه نتيجه شد به من بگوئيد . بعد مرآت قدرى از بىمبالاتى تنكابنى كه دو شب وعده كرد كه نصرت السلطنه را ببيند و او منتظر بود و ايشان فراموش نموده بودند ، شكوه و گله كرد . بعد او به خانه‌اش ، من هم به خانه آمده شام آبگوشت كلم‌قمرى و گندم با بچه‌ها خورده خوابيدم و سينه‌ام خيلى اذيت نمود .

وقت ، تنگ و امريكايىها مهمان مجلس

يكشنبه پنجم صفر . - صبح بعد از چايى و به دانه حالت درستى نداشتم ، مشغول تحرير شده ، ناهار آبگوشت با بچه‌ها بتول و احمد و ننه اسماعيل و دختر خورده مشغول تحرير و چايى بوده ، مرآت الممالك تشريف آورده اظهار داشت كه وقت تنگ و امريكايىها روز شنبه عصر در مجلس مهمان و شامى آنجا مىخورند و اين كارهاى ما خيلى ناقص ؛ تهيه مواد و تصفيهء آن و از نظر وجها و عالمين گذراندن و كارتن و دسته‌گل قيمتى تهيه كردن و تهيهء اداره نمودن روز جمعه و جريان مجلس و انتخاب عده كه كارتن و گل را به مجلس ببرند . گفتم اولا بايد مواد تقاضائيه تعيين شود ، بعد بلند شده به خانهء شيخ العراقين‌زاده رفته ، قرار شد ايشان و مرآت بروند اسب‌دوانى ميدان مشق ، ميرزا حسين خان را آنجا ببينند و قرار ملاقات و ترتيب تهيه و تصفيهء مواد و صورت رقعه يا تظلم‌نامه را بنويسند .

مذاكره براى تعيين هيئت مشاورهء عالى

بعد آن‌ها رفته ، من هم برحسب وعده به خانهء حاج سيد محمد صراف ، يك به غروب رفته ، كسانى كه افزوده شده بودند ( حاج معين بوشهرى ، حاج ميرزا عباسقلى آقا ، حاج محمد باقر كاشانى ) تنكابنى ، شيخ العراقين و پسرش ، آقا ميرزا