تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨
عصر چهارشنبه در منزل ناظم التجار ، عدل الملك نماينده‌ها را بخواهد باهم برويم مذاكره نمائيم . من مشاهده نمودم كه ماها زحمت كشيديم يك همچه وحدت عمومى و جمعيتى را تهيه كرده حالا آقايان با پنج نفر و نصف مىخواهند از سر شروع نمايند .

خانه كاشانى و مذاكره در روضه كه بشود يا نشود

بعد بيرون آمده من و مرآت رو به منزل آمديم . نقل كرد كه صبح امروز به خانهء كاشانى وعده داشتم ، رفتم ديدم معاون السلطنه ، پرويز ، آقا شيخ محمد على قزوينى ، آقا سيد هاشم وكيل قمى ، حاج محمد باقر كاشى ، آقا شيخ حسين گيوه‌فروش به‌تدريج آمده ، گيوه‌فروش بيخ گوش كاشانى قدرى صحبت كرد .

عصر ديروز تهيه پول در خانه مصدق السلطنه براى روضه دمكرات

بعد كاشانى گفت تا زنجانى و تنكابنى و شيخ محمد على طهرانى بيايند خوب است اين مطلب كه حالا شنيدم عنوان شود ؛ عصر ديروز جمعه در منزل مصدق السلطنه عنوان شده كه بايد دمكرات‌ها روضه‌اى بخوانند كه عامه و خارجه و وزراء گمان نكنند كه دمكرات همان ده بيست نفر كاركنان خارجه هستند . مصدق صد تومان نوشت ، معاون السلطنه پنجاه تومان ، شيخ حسن خان از طرف نقيب‌زاده هم پنجاه تومان . تنكابنى هم آنجا بود . حال چه مىگوئيد ، اين روضه بايد خوانده شود يا خير ؟ حاج محمد باقر و آقا سيد هاشم عقيدهء ضد داشتند كه نبايد خوانده شود ، حتى اينكه آقا سيد هاشم اظهار داشت كه يك نفر مخالفت ساعت‌ساز چه كرد ؟ حال 12 يا 20 نفر متحد متكى به قواهاى قويه ، همه جمعيت و روضه شماها را به‌هم مىزند . كاشانى هم باطنا ميل نداشت . اما مىگفت چون مرا داخل در هيئت اداره‌كن‌ها قرار داده‌اند به شرط اينكه ابدا اسمى از دمكرات‌ها و مذاكرات حزبى و فرقه‌اى و سياسى و مغايرت داشتن اين دسته با آن دسته نشود كه فهميده نشود اين روضه مال افراد دمكرات است [ موافقم ] . معاون و گيوه فروش طرفدار . پرويز هم به حقه‌بازى كه نفى و اثباتش معلوم نبود . آقا شيخ محمد على قزوينى هم همين قسم . بعد از صحبت امر روضه‌خوانى چون تنكابنى و زنجانى و شيخ محمد على