چه نحو بشود . گفت اين كميسيون پولى همراه نياوردهاند . همان دو ميليون اعتبار سنهء ماضيه است كه براى اعانه تهيه شده و كميسيون بلكه كميته از سنهء ماضيه كه شش نفر امريكايى و شش نفر ايرانى براى آن معين شده بود ؛ يكى ذكاء الملك و دبير الملك و ميرزا حسين خان فوايد عامه و خود ارباب و دو نفر ديگر و مأموريت اين كميسيون از اعضايى است كه به جهت آمدن ، مخارج نگرفتهاند و به اسم اعانه بشر آمده و به هرمملكتى هم از اين كميسيونها رفتهاند كه در ضمن از روح عموم مطلع [ شده ] و بفهمند كه متظلمين چه تظلم دارند ، البته ملت اگر مطالب و مقاصدى داشته باشد به وضع خوبى به آنها برساند ، سزاوار است .
نتيجه مذاكرات
مذاكرات زيادى شد بالاخره قرار شد كه مواد تهيه شود كه تقاضا شود و آن مواد به نظر وزراى سابق موجه از قبيل مستوفى و مشير و مؤتمن و مستشار رسيده ، حك ، اصلاح و كم و زياد نمايند ، بعد به نظر كابينه حاليه برسد كه بفهمد ضديت با او نيست و روز جمعه آتيه در منزل آقا ميرزا محمود اصفهانى بنده از پنجاه ، شصت نفر دعوت نمايم كه در آنجا رأى به اقدام اين كار بدهند كه روزى كه كميسيون امريكايى به مجلس دار الشورا ، تماشا مىرود ، آن لوايح تقاضائيه را با دستههاى گل ، چند دسته از تجمعات به آنها برسانند . تا ساعت يك و نيم از شب اين مطلب تمام شد . آقايان رفتند ، من هم آمده اين اطاق ، قدرى كسل تا شام آوردند ؛ شبتپلو با برنج اعلا ، مسماى بادمجان و مسماى كدوى ساده براى من ، همگى احمد و بتول و ننه اسماعيل با صغرا شام خورده ، صغرا رفت به خانه مادرش ، ماها هم خوابيديم . اما امشب كمتر سرفه كردم . ليكن سينهام باز مغشوش .
[ امور روزانه ]
شنبه چهار صفر . - صبح بعد از خواب و كسالت درد سينه چايى خورده ، هوا هم سرد ، از خانه بيرون آمده ، درب دكان آقا ميرزا عباسقلى خان نشسته ، قدرى صحبت ، از آنجا بلند شده به خانهء آقا مير سيد محمد بهبهانى رفته ، سالار حشمت ، آقا سيد عبد الله محرر را وكيل كرده كه بدون اطاق بيرونى تجديد معامله بيع شرطى خانهء مساوات بشود . گفتم بدون كم و زياد حاضرم و الا فلا .
بعد آقا مير سيد محمد به فاتحهء مادر زن آقا سيد حسين خودشان مىرفت .