اين تقاضا و اميد غلط است . سردار معظمى كه صنيع الدوله را به كشتن داد ، به واسطهء اينكه در كميسيون مجلس كه سردار معظم جزو بود ، صنيع الدوله گفته بود كه بايد قرار با آلمان داده شود كه راهآهن و كارخانهء قند را او در ايران داير نمايد . سردار معظم فورا به سفارت روس يا انگليس خبر داده بود و خود صنيع الدوله در كميسيون گفته بود كه از اين حرف كشتن خود را فراهم آوردم .
هنوز هيچ نشده مصدق السلطنه خود را رابط جمعيت مىكند
بعد آقا ميرزا طاهر گفته بود كه عين الدوله گفت مصدق السلطنه را چهطور مىدانيد ؟ گفتم جوان خوبى است . گفت مطالب را من به او پيغام دادم يا مىدهم كه به شما بگويد .
دروغ تنكابنى
بعد آقا ميرزا طاهر گفت كه چند روز قبل رفتم منزل نصرت الدوله ، بعد شيخ ابو القاسم شيرازى هم آمد . بنده ملتفت نشده ، گفتم همان روزى كه با آقا شيخ ابو القاسم سوار درشكه و بهطرف خانه نصرت الدوله مىرفتيد چهار پنج روز پيش ؟ واقعا بعد خودم خجالت كشيدم كه نفهميدم دروغ را از ميرزا معلوم كردم .
بعد ميرزا مبارزات خود را با نصرت الدوله بيان كرد و قصد او را كه صرفه ايران ، معيت با انگليسىها است و ترميم كابينه هم بايد بشود ؛ منجمله سالار لشكر ، وزير جنگ . تنكابنى رد نموده بود .
رشوهء رياست استيناف وثوق الدوله به تنكابنى
تنكابنى فرمودند كه اين چندروزه به سروقت من آمده و رشوه به من مىدادند ، يعنى رياست استيناف را ، كه متمايل به وثوق الدوله و تشكيلات حوزههاى دمكراسى بشوم .
هدف ما از آوردن عين الدوله
بعد مذاكرات شد . من گفتم غرض از آوردن عين الدوله مقاصدى است كه در اين موقع بايد از الغاى كاپيتولاسيون ، هيئت اعزاميه براى صلح ، تجديد انتخابات ،