تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧

25 هزار تومان تقديمى وثوق الدوله به شاه

بعد ملاقات سردار منصور را گفت كه بعد از كابينه وثوق الدوله شاه پشيمانى خود را اظهار كرده بود ، از بس‌كه [ شاه ] طماع است زمينهء اينكه پيشكشى براى خودش از كابينه تهيه نمايد ديده باوجود اينكه بيست و پنج هزار تومان از وثوق الدوله گرفته بود ، پانزده هزار تومان سفارت انگليس داده بود ، ده هزار تومان هم مشار الملك و از حقوق يك ماه وزراء . بعد ايشان به خانه ، من هم به خانه آمده . ناهار نان و پنير و انگور و آش با احمد و بتول خورده ، ننه اسماعيل فقط نان و پنير . بعد چايى خورده بيرون آمدم . درب دكان آقا ميرزا عباسقلى خان قدرى نشسته ، احمد هم كه صبح رفته بود به وزارت داخله به عصر وعده كرده بودند ، فرستادم ، مراجعت كرد كه به فردا افتاد . بعد به ادارهء محاسبات ماليه رفته چهار ورقه تعرفه خريده به نظميه رفتم . آقا ميرزا على اكبر خان و عماد الكتاب تعرفهء عيال و اولاد خودشان را اسما و سنّا نوشته ، مختصرى صحبت نمودم . بعد بلند شده پياده يك و نيم به غروب در خيابان ، امير معزز حاكم كردستان را ديدم مىرود با كالسكه ، عيالاتش خيلى مجلل .

ترغيب عين الدوله براى ورود به كار و امتناع او

بعد به خانهء مصدق السلطنه رسيده ، تنكابنى ، مرآت ، متين الدوله ، بينش ، معاون السلطنه ، آقا شيخ حسين گيوه‌فروش ، مصدق ، بعد هم عين الممالك آمده مشغول صحبت . تنكابنى اظهار ملاقات خودش را با عين الدوله امروز قبل از ظهر و حرف‌هاى خودش كه مرغب « 1 » ورود عين الدوله به كار و موانع كه عين الدوله از شاه و سفارت انگليسىها و عدم اتحاد عامه بيان كرد . بعد صحبت اين شد كه بايد كارى كرد كه سردار معظم و قوام الدوله را داخل كابينه نكند . بنده اظهار كردم كه بايد جديت كرد بلكه مشير الدوله و مؤتمن الملك و مستوفى را داخل نمايد . آقايان اظهار داشتند كه فقط مقاصد را بايد از او خواست . گفتم با نبودن مستوفى و مشير و مؤتمن و بودن سردار معظم و قوام الدوله در كابينه ،
هامش
( 1 ) . مرغّب : ترغيب‌كننده .