مؤيد الاسلام راپورتچى
بعد تفصيل فحش دادن امين الملك به مؤيد الاسلام كرمانى كه راپورت جلسه آنها را براى وثوق الدوله برده بود . جلسهء آنها سردار منصور ، سردار معظم ، مستشار الدوله ، ممتاز الدوله . بعد بيرون آمده گردشكنان تا خانهء معاون السلطنه رفته ، از آنجا بعد از سيگارى بيرون آمده ، گردشكنان به خانهء حسين خان حمّال رفته شرحى از شقاوت ساعتساز و صدرايى و تديّن و ملك الشعراء ، خاصه اولى نقل كرد و از صمصام و اقتدار الدوله ، خاصه از دويمى ملعون مذمت نمود .
بعد عنوان طوبى عدل الملك در داخله و بدى اقتدار را نقل نمود و بد گفتن سيد اسد الله خرقانى را از كابينهء بنى اميه كه اسم گذاشته بود . به قدر ساعتى نشسته ، بعد به خانه آمده ، شام آبگوشت و بادمجان سرخ كرده من و بتول خورديم . احمد هم شام خورده خوابيده بود . ننه اسماعيل هم به جهت تمارض چلو پخته به اسم ترچلو ميل كرده بود .
انتحار سفير ايطاليا
امروز هم سفير ايتاليا خود را انتحار نموده بود . گفتند قالىهاى زيادى خريده بود و در اروپا بهواسطهء جنگ ضرر كرده بود و چون ورشكست شده براى مفتضح شدن اين كار را كرد .
[ امور روزانه ]
شنبه دوازدهم محرم . - صبح بعد از چايى ننه اسماعيل به هرحقه كه اين چندروزه زده بود كه با من طرف صحبت واقع شود و نشده بود ، ديروز تحريك كرد كه بتول با احمد طرف كتك و فحاشى واقع شوند و امروز با كمال دلسوزى آمد كه عرضى دارم ؛ ديروز بتول را احمد نزديك بود بكشد و فحشهاى بدى هم به بتول داده . من جوابش دادم و قدرى به بتول و احمد تشدد نموده ، بعد احمد را گفتم كه يك آبكش گوجه حاضر را به خانه مرآت برده از آنجا به مجلس براى يكصد تومان حقوق مساوات برود . بعد خودم بيرون آمده درب دكان آقا ميرزا عباسقلى خان اكبر آقا را ديده ، قدرى صحبت . آقا ميرزا داود خان را ديده ، گفت امروز عصر خيال عمل را كه بواسير باشد دارم . بعد آقا ميرزا حسين خان . . . « 1 »
هامش
( 1 ) . يك سطر ناخوانا .