دمكراتى كار مىكنند و حالا هم خيال دارند كميته شوند ضد هستيم و مىخواهيم تشكيلات را بدهيم كه آنها موفق نشوند . بعد آقا ميرزا طاهر عنوانى فرمودند كه البته آن دسته كه مىخواهند كميتهچى بشوند ما با آنها نمىتوانيم كار بكنيم و آنهايى كه مىگويند تشكيلات نبايد داشته باشيم چهطور مىشود فرقه تشكيلات نداشته باشد . تعجب مىكنم كه فرقه چطور مىشود تشكيلات نداشته باشد ؛ شير بىدم و سر و اشكم كه ديد ؟ شرحى بيان فرمودند .
ديدم آقا باوجود اينكه من دو سه مرتبه عقايد خودم را كه مطابق رساله هم كه به ايشان ارائه داده بودم گفته بودم ، باز معذلك تنقيدات بىانصافانه را كه خيلى دلم سوخت اظهار فرمودند . بنده مجددا عرض نمودم كه من منكر تشكيل فرقه اساسا نبوده ، موقتا تشكيل احزاب را آنوقت خيانت مىدانستم ، تا چهار پنج ماه قبل كه عقيدهام از او به واسطهء گذشتن موقع يا به واسطهء يأس برگشت ، اما حالا با تشكيلات صحيح اساسى كه همهء افراد حاضر شده ، به اطاعت آراى اكثر هستم و به دستهبندى حاضر نيستم . تا ساعت دو و ربع مذاكرات طول كشيد . عقيدهء آنها اين بود كه بايد سايرين چنانچه ماها حوزهها را درست نموديم و مدتها است حوزه داريم ، تشكيلات حوزهها را سايرين بدهند تا تشكيل مجلس محلى بشود و كميته انتخاب شود . بنده گفتم تا حكومتنظامى است از عموم نمىشود از روى اساس تشكيلات داد . سعى بكنيد نظامى برداشته شود . آنها و آقا ميرزا طاهر اصرار كه بايد بدون اغراض و بدون نمايش علنى ، فرقه كار خود را بكند . بالاخره قرار شد شب دوشنبه ديگر در خانه سعد الملك باز حاضر شوند .
مواد مصالحه جنگلىها با سپهسالار
قبل از مجلس هم آقا ميرزا طاهر شش ماده پيشنهاد جنگلىها را به سپهسالار خواندند ؛ يكى آنكه مقصود هيئت اتحاد اسلامى جنگل را كه حفظ ملت ايران و استقلال آن باشد سپهسالار بشناسد . دويم در برقرارى دواير دولتى خوب سپهسالار در تنكابن جديت نمايد . سيم ماليات را به جنگل بپردازد . چهارم قشون هيئت اتحاد مگر در لزوم از آنجا بگذرد و الا وارد نشود . پنجم قشون