تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
شده‌ايم كه بيشتر از اين مقدار شبانه‌روزى نان نمىخورند . ببينيد زمامداران به اسم سعادت عموم دوستان معروف به وطن و ابناى آن چقدر مايل و عاشق كه به هزاران تدبير عامه را مىخواهند مثل خودشان بنمايند . اين‌ها دمكراتند كه مىخواهند همه وثوق الدوله شوند ، نه آنكه ماها دمكرات مىخواستيم وثوق الدوله‌ها مثل عامه شوند كه شكم خودشان را از يك چارك نان و پانزده سير ، سير نمايند . فكر مىكردم كه معروف بود كه دويست هزار تومان به آذرى اعتبار داده بودند و گندم‌ها را قدرى در خارج شهر از قرار خروارى قريب پنجاه تومان مىخرند و هركس گندم به شهر مىآورد به زور سى و شش تومان مىخرند و نان شهر را از قرار منى سه قران به نانوا حساب مىكرد ، البته گندم پاك مردم ، و به نانوا كه نانواها اين نان‌هاى تلخ شور با همه قسم آشغال كه به نان ساده گندم هيچ شبيه نبود و نان‌ها مثل نان جو و از هم متلاشى مىشد . چه تفاوت در ميان است ، هيچ . اما اين ضرر را كدام بافتوت از كيسه مىدهد و حالا كارى كردند كه اگر هركس گندم به شهر مىآورد براى آذوقه خودش ، زايد از يك خروار را به هرشكلى كه باشد از قرار خروارى چهل تومان پول به او مىدهند و از او مىگيرند . اگر براى اين است كه آذوقه مردم تأمين شود پس چرا كسان خودشان بيشتر از زايد خودشان به خانه‌هاشان مىبرند و تأمين آن‌ها هم كه هيچ محل اطمينان نيست ، و اگر براى اين است كه انگليسىها گندم به سهولت جمع نموده انبار نمايند ، پس خوب بود در اين ده پانزده روز كه از حومه طهران و قزوين ديگر انگليسىها طالب نيستند و آنچه هم حمل به بالاتر نكرده بودند در قزوين فروختند . ديگر آقايان از طهران و اسارت آن‌ها دست بردارند . شايد به جهت اينكه مخارج فوق العاده چون از پول انگليسىها است براى اينكه ايران بيشتر زير بار سنگين آن‌ها برود و اين خود خدمتى است ، دخل فوق العاده هم كه براى خودشان دارد و چند هزار نفر پارتى آن‌ها با حقوق زياد و نفوذ و چپاول مشغول كار كه هروقت هرچه اداره نمايد فورا حاضر ؛ مثل مسأله مسجد شاه و حضرت عبد العظيم و از اين طرف صدمه زياد به كسانى كه از عامه با او همراه نيستند و مشغول كردن مردم به امر نان و در كوچه‌ها جان دادن كه حالى براى مردم نباشد كه فكرى نمايند . از يك‌طرف هم تحريك مىكند جماعت مرتجعين را كه به دمكرات‌ها بد