تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
اثناى راه جاده‌اى كه منتهى به شماخى ميشد پيش آمده راى صوابنماى اختيار آن طريق را انسب و اصوب « 1 » دانست [ 40 ] . لاجرم عنان يكران « 2 » از شيريان « 3 » انعطاف داده اعلام نصرت اعلام « 4 » به صوب آن مقام در حركت آمد « 5 » و چون سكنه و متوطنان شماخى دانستند كه بىتراخى « 6 » جنود ظفر « 7 » ورود شاهى متوجه مقر ايشان گشته‌اند ، طريق فرار پيش گرفته در رؤس جبال با اموال « 8 » متحصن شدند و حضرت شاه خلايق « 9 » پناه بعد از آنكه دو روز در آن موضع اقامت نمود « 10 » ، معروض شد كه شروانشاه بيشه‌اى را كه در ميان قلعهء گلستان و حصار بيقرد « 11 » واقعست معسكر ساخته ، گرد اردوى خود را به حجر و شاخه‌هاى شجر مستحكم گردانيده است . بعد از استماع اين خبر پادشاه سكندر « 12 » سير حرب دشمن دل آزار را در « 13 » خاطر قرار داده از شماخى بعد از نوروز آن سال تخاقوى ئيل كه پنجشنبه بيست و يكم شهر شعبان سنهء 906 « 14 » بود به عزم رزم بدان صوب در حركت آمد و شروانشاه كه از توجه سپاه رزم‌خواه آگاه شد « 15 » پاى ثباتش از جاى رفته از آن منزل به جانب قلعهء گلستان نهضت نمود « 16 » .

گفتار « 17 » در محاربهء شاه دين پناه با شروانشاه و ظفر يافتن بر اعداء به تأييد « 18 » بارى تعالى

سالكان شوارع پادشاه بىمنازع كه از منهاج بارواج
« وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً »
« 19 » به مقاصد كثير الفوايد
« وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً »
« 20 » فايز « 21 » گشته‌اند ، هر آينه مرآت ضمير الهام - پذير ايشان از صيقل
« أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ »
« 22 » بروجهى مصفا گرديد كه صورت صحت و فساد افكار و پيكر « 23 » خطا و صواب‌آراى اصحاب مستشار در آن با حسن وجهى انتعاش يافته . ما صدق اين مفهومات آنكه سابقا مذكور شد كه در ارزنجان « 24 » شاه عالم پناه ، چسان تدبيرات « 25 »
هامش
( 1 ) - ن : صواب ( 2 ) - ن : بيكران ( 3 ) - ب ، م : شريان . ن : از راه شروان ( 4 ) - ن : انجام ( 5 ) - ب ، م ، ن : آمده ( 6 ) - ن : كه جود ظفر ورود ( 7 ) - ب : ظفر و روشنايى ( 8 ) - ب : باموال . ن : نامتوال ( 9 ) - م ، ب : ولايت ( 10 ) - م ، ن : نموده ( 11 ) - ن : بيغرد . ب ، م : بيقره ( 12 ) - ب : سكندر حرب . ن : سكندر صولت . م : سكندر فر ( 13 ) - ب م ن : در دل ( 14 ) - مز : ( 960 ) . ب ، م : نهصد و شش ( 15 ) - ب : شد ( 16 ) - ب ، م : نموده ( 17 ) - ن : ذكر محاربه نمودن صاحبقران و الاجاه با شيروانشاه و شكست يافتن آن بدخواه ( 18 ) - ب ، م : تباييد و يارى اللّه ( 19 ) - سوره 48 آيه 2 ( 20 ) - سوره 48 آيه 3 ( 21 ) - ب ، م : فايض ( 22 ) - سوره 48 آيه 4 ( 23 ) - ب : تكبر . م : نكته ( 24 ) - ن : آذربايجان ( 25 ) - ب : تدبير است ن : تدبير آراست