تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦

ذكر « 1 » حالات و [ صفات ] خسرو جليل ابو المظفر سلطان شاه اسمعيل عليه الرحمة و المغفره « 2 » [ 31 ]

به تقدير « 3 » مقدر قدر و قضا و پادشاه بىهمتا ، الذى « 4 » عز و علا ، در جبلت صاحب فطنتى هرچه ابداع نمايد همگى همتش را بر اظهار آن مصروف « 5 » سازد و ليكن به موجب « 6 » :
زير الوان چرخ بوقلمون * كل امر بوقته مرهون
تا آن « 7 » وقتى كه از پى ظهورش مقدر گشته در نرسد « 8 » ، خدنگ همت به هدف مقصود كارگر نيايد . غرض از عرض اين مقدمات پر عبارت آنكه چون شاه رضوان بارگاه غفران پناه در روز سه شنبه بيست و پنجم « 9 » شهر رجب المرجب سنهء اثنى و تسعين و ثمانمائة به طالع موافق طالع حضرت امير المؤمنين على « 10 » صلوات اللّه عليه و آله در حريم دل و جان جهانيان منزل گزبد و مهد زمين را از تشريف ذات ميمنت قرين بر هودج برين ترجيح داد ، روز به روز « 11 » آن نور جهان افروز از عطيات آن مبدأ فياض تقويت پذيرفته به مرتبه‌اى رسيد كه كريمهء
« فَتَمَثَّلَ
« 12 »
لَها بَشَراً سَوِيًّا »
« 13 » وصف حال خلافت مآلش گرديد . از سن شريفش يكسال تمام گذشته بود كه والد غفران پناه او شاه صفدر ابو الولايه « 14 » سلطان حيدر شربت شهادت چشيد . چون در جبلت بىعلت آن پادشاه سكندرشان مناسبت كشورستانى و عالم‌گشايى مأخوذ « 15 » بود ، همواره خاطر دريا مقاطر متوجه آن بود كه تيغ جهانگيرى از غلاف تدبير بيرون آورده خس هستى معاندان ناكس را از شعلهء جانسوزش « 16 » احراق نمايد و روى زمين را به آب آتش فشانش « 17 » از لوح وجود مخالفان ناپاك پاك فرمايد « 18 » . چون از سن شريف آن حضرت دو سال منقضى شده بود ، همراه والده و برادر سلطان على * ميرزا در قلعهء اصطخر محبوس گشتند « 19 » و چهار سال و نيم در آن محبس « 20 » بودند و در آخر شهر شوال سنهء ثمان و تسعين
هامش
( 1 ) - ب : ذكر حالات مقرون به سعادت . ن : ذكر نجات يافتن در درج خلافت و شهريارى با برادران عاليمقدار از قلعهء استرخ فارس و رفتن به ولايت لاهيجان ( 2 ) - ب : و المغفره از پى دفع اعادى و شروع در عالم‌گيرى ( 3 ) - م : تقدير ( 4 ) - ن : الذين ( 5 ) - ن : منصرف ( 6 ) - ب ، م : نظم . ن : بيت ( 7 ) - ن : تا از آن ( 8 ) - ن : و رسد ( 9 ) - ن : بيست پنجم ( 10 ) - ن : على در حريم ( 11 ) - ب ، م ، ن : روز نور آن ( 12 ) - ن : فمن ( 13 ) - سوره 19 آيه 17 ( 14 ) - ن : آتولايه ( 15 ) - ن : با خود ( 16 ) - ن : جانسوز تن احتراق ( 17 ) - مز : نشانش ( 18 ) - ن : فرمايد همراه والده و برادر سلطان على ميرزا ( 19 ) - ن : گشته چهار سال ( 20 ) - ب : مجلس . ن : محبوس