يوزباشى كه « 1 » با هفتصد « 2 » ملازم شاهزاده سلطان « 3 » مصطفى ميرزا به جانب لرستان « 4 » رفته بودند مرتبه مرتبه از لشگرى حتى « 5 » از شاهزاده جدا افتاده گرفتار شد و او را عريان و برهنه پارچه نمدى « 6 » بر سر به دار السلطنهء آورده مردم « 7 » از بامها خاك برو مىريختند .
گفتار « 8 » در بقيهء احوال شاه غفران پناه و ما يتعلق بها
ممالك محروسهء شاه عالم پناه ، آذربايجان ، شروان باشكى ، عراق عجم « 9 » ، فارس « 10 » ، كرمان « 11 » ، خراسان « 12 » و گيلان . در ايام سلطنت دو جنگ كرده ؛ جنگ اول با امراى استاجلو در سكسنجوك ، جنگ دوم در رود جام با عبيد خان و ساير خانان ازبك . از آثارش با روى بيرون و اندرون مشهد مقدس رضويه و با روى طهران و مسجد واقعه در صاحب آباد دار السلطنهء تبريز و ديگر مساجد متفرقه و مسجد پنجه على واقعه در قزوين « 13 » و باغ سعادت آباد و عمارات آن واقعه در قزوين و عمارات امامزاده عبد العظيم در رى و شاهزاده حسين در قزوين و ديگر مدارس و رباطات * و حمامات .
اولاد ذكورش اول پادشاه عالم و عالميان شاه سلطان محمد خدا بنده . دوم اسمعيل ميرزا . سيم سلطان مراد ميرزا كه همراه همايون پادشاه به قندهار رفته بود در آن بلده در صغر سن از عالم رحلت نمود . چهارم سلطان سليمان ميرزا و احوال او ذكر خواهد شد . پنجم سلطان حيدر ميرزا بعد از فوت شاه جم جاه دعوى سلطنت كرده در آن غوغا كشته شد چنان كه مذكور گشت . « 14 » ششم سلطان مصطفى ميرزا و هم در سنهء « 15 » مذكوره به فرمان شاه اسمعيل به قتل رسيد . هفتم سلطان محمود ميرزا ذكر او نيز مذكور مىشود « 16 » . هشتم امام قلى ميرزا ، احوال او نيز ذكر خواهد شد . نهم سلطانعلى ميرزا . وى در ايام حيات شاه جم جاه حاكم گنجه و بگلربيگى قراباغ بود ؛ در اين سال به فرمان [ 445 ] اسمعيل ميرزا مكحول شد . چند سال در شيراز او را داشتند الحال سه « 17 » سال شد كه در درگاه معلى همراه است . دهم سلطان احمد ميرزا . « 18 » احوال او نيز ذكر خواهد رفت . يازدهم زين العابدين ميرزا در حيات پدر رحلت كرد سنش « 19 » شش هفت سال بود و در خانهء فرخزاد بيگ ايشك آقاسى مىبود ، در سنهء ثمانين و تسعمائة نعش او را به قم
هامش
( 1 ) - ب ، ن : « كه » ندارد
( 2 ) - ب ، م : هفصد
( 3 ) - ن : « سلطان » ندارد
( 4 ) - ب ، ن : لراستان
( 5 ) - ن : « حتى » ندارد
( 6 ) - م ، ن : « نمدى » ندارد
( 7 ) - ب ، ن : و مردم
( 8 ) - ن : ذكر ممالك محروسه جنت بارگاه كه در تحت تصرف ملازمان شاهى بود
( 9 ) - ن : عجم و
( 10 ) - ن : فارس و
( 11 ) - ن : كرمان و
( 12 ) - ن : خراسان و
( 13 ) - ب ، م ، ن : قزوين و امارت امامزاده عبد العظيم
( 14 ) - ب ، م ، ن ، : شد
( 15 ) - ن : درين سنه
( 16 ) - م : ميشد . ن : شد
( 17 ) - م : سنه
( 18 ) - ب ، م : دست
( 19 ) - م ، ن : « سنش » ندارد