آورده در سردابهء شاهزاده سلطانم دفن كردند . دوازدهم موسى ميرزا در منزل شاهوردى بيگ روملوى جارچى « 1 » مىبود او نيز در همان ايام فوت شد و در سنهء مذكوره در سردابه « 2 » مذكوره مدفون گشت .
اولاد اناث آن اعليحضرت هفتاند ؛ اول گوهر سلطان خانم . او را به نواب ابو الفتح سلطان ابراهيم ميرزا داده بودند در دار السلطنهء قزوين در عشر اول شهر ربيع الاول سنهء مذكوره بعد از قتل زوجش در به روى خود بست و ابواب مصيبت و محنت و مشقت بر خود گشود تا آنكه بعد از اربعينى « 3 » به جوار رحمت ايزدى پيوست . اسمعيل ميرزا او را به قم فرستاده در سردابهء شاهزاده سلطانم دفن كردند . بعد از يكسال صبيهاش شاهزاده گوهر شاد بيگم نقل نموده به مشهد مقدس معلى همراه نعش پدرش سلطان ابراهيم ميرزا برد . دوم پريخان خانم معقودهء شاهزاده بديع الزمان ميرزا بود احوال او بعد ازين مذكور مىشود . سيم شهربانو خانم كه شاه جم جاه در ايام « 4 » حيات او را « 5 » به جمشيد خان گيلك كه سمت خواهرزادگى « 6 » شاه جم جاه دارد دادند . وى « 7 » دو پسر از او دارد .
چهارم فاطمه سلطان خانم كه خاقان سكندرشان او را نامزد شاهزاده سلطان حسين ميرزا كرده بود بعد از فوت ميرزا شاه عالم پناه او را به امير خان موسيلو حاكم تبريز داد و بعد از دو سال فوت شد . پنجم مريم سلطان خانم كه او را هم شاه عالميان به خان احمد حاكم گيلان دادند او از او دخترى دارد و ششم صفيه خانم ، او را هم به سليمان خان استاجلو كه سمت « 8 » قرابت اين « 9 » دودمان خلافت مكان دارد دادند . وى بعد از اندك زمانى در قزوين رحلت نمود . هفتم مهد عليايى زينب بيگم كه بهترين بنات شاهىاند . شاه اسمعيل او را به ايالت پناه عليقلى خان شاملو نبيرهء دورمش خان داده عقد نمودند چون ميانهء امراى خراسان و عراق نزاع بهم رسيد آن ازدواج صورت نبست و همچنان در حبالهء او است .
و هم در دوشنبه نهم ذى قعدهء سنهء مذكوره ، سيد الاعظم جامع الفضايل و الحكم حلال مشكلات الدقايق كشاف معضلات الحقايق ، امير فخر الدين سماكى در دار السلطنهء قزوين به جوار رحمت ايزدى پيوست . ميرزا از تلامذهء « 10 » استاد البشر امير غياث الدين منصور شيرازى بوده از جمله نتايج قلم خجسته رقمش حاشيه بر شرح حكمت العين و حاشيه بر الهيات ، شرح تجريد « 11 » .
و هم در اوايل شهر صفر مذكوره ، خاقان جنت آشيان تغيير زر داده ، بيست « 12 » دينارى كه رايج بود با دويست دينارى « 13 » طلا به واسطهء [ 446 ] قلبى و ناتمامى عيار بر طرف ساخته هزار دينارى
هامش
( 1 ) - م : خارجى . ن : ندارد
( 2 ) - م : سردانه
( 3 ) - ب ، م ، ن : اربعين
( 4 ) - ن : « در ايام حيات » ندارد
( 5 ) - ن : « او را » ندارد
( 6 ) - م : شاهزادهگى
( 7 ) - ب ، ن : « وى » ندارد
( 8 ) - ب ، م : همت
( 9 ) - م : « اين » ندارد
( 10 ) - ن : تلامزه
( 11 ) - ن : تجريد نوشته
( 12 ) - م ، ن : است
( 13 ) - ن : خيار