سامانى كه سالها معصوم بيگ در ايام وكالت به هم رسانيده بود به يك طرفة العين جمعى بىنام و نشان بردند و عورات [ 443 ] ايشان « 1 » سر و پا برهنه به خانهء پريخان خانم پناه « 2 » بردند و ديگر خانها مثل عليخان بيگ گرجى را تالان كردند « 3 » .
و هم در اين روز حسين قلى خلفا « 4 » روملو و بسيارى از صوفيان و امراى تابع در ركاب عالى شاهزاده سلطان محمود ميرزا به در آله قاپى « 5 » در آمد مژدهء سلطنت شاهزاده اسمعيل ميرزا به همگنان دادند و بعضى از امرا مثل مرحوم حيدر سلطان ترخان تركمان با پسران و لشگر و قشون و ساير تركمانان به جانب قلعهء قهقهه به خدمت شاهزاده شتافتند و قبل از آن امير اصلان بيگ افشار ولد خود را فرستاده بود و روز به روز مردم شروع در رفتن نمودند و « 6 » امن و امان در دار السلطنه پيدا شد خوف و هراس از ميانهء مردم برخاست * و منتظر ورود موكب همايون اسمعيل ميرزا بودند . روز جمعه هيجدهم شهر مذكور شاهزادهاى « 7 » عالىقدر خصوصا سلطان « 8 » ابراهيم ميرزا و سلطان سليمان ميرزا و سلطان محمود ميرزا و سلطان احمد ميرزا به اتفاق امراى عظام به مسجد جامع رفته خطبه به نام نامى نواب مالك رقاب شاه اسمعيل خواندند و خطابت مير مخدوم شريفى نمود و « 9 » كس از عقب شتران خاصه كه در ييلاق بود فرستادند كه تا بيوتات شاهى را به استقبال برند .
و هم در اين روز شاهزاده پريخان خانم خانهاى حرم را مهر كرده به منزل خود رفت و سلطان سليمان ميرزا خود را جان فدا نام كرده اوقاتى ضايع مىساخت و روز دوشنبه بيست و يكم امراى تكلو * مثل سولاخ حسين اردوغدى خليفه از گيلان به شهر داخل شده در روز جمعه 25 « 10 » شهر مذكور غافل بر سر خانهء اللّه قلى استاجلو « 11 » ايچك اغلى رفته « 12 » او را با عليخان بيگ پسر پيره محمد « 13 » چاوشلو و جمعى كثير از استاجلويان به قتل آوردند و خانهاى ايشان را تالان كردند .
و هم در اين « 14 » ايام پر آلام كه خبر انتقال شاه زمان از عالم گذران به پيرى بيگ قوچيلو « 15 » استاجلو كه در آن اوان حاكم ورامين « 16 » بود رسيد ، از روى خشم و كين متوجه قزوين شد در اثناى
هامش
( 1 ) - م ، ن : ايشان را
( 2 ) - ن : « پناه » ندارد
( 3 ) - ن : كرده
( 4 ) - م ، ن : خليفه
( 5 ) - ن : على قاپى . م : الهى قاپى
( 6 ) - ن : « و » ندارد
( 7 ) - ب ، م ، ن : شاهزادهء
( 8 ) - م ، ن : سلطان سليمان ميرزا و سلطان محمود ميرزا و سلطان احمد ميرزا به اتفاق
( 9 ) - ن « و » ندارد
( 10 ) - ن : دويم
( 11 ) - ب ، م ، ن : استاجلو خليفه
( 12 ) - م ، ن : رفته با عليخان
( 13 ) - ب ، م ، ن : محمد خان
( 14 ) - ن : در ايام
( 15 ) - ن : « قوچيلو » ندارد
( 16 ) - ب ، م : ورامين