زياده ز امواج بحر محيط * فزونتر ز باران فصل بهار
چو برگ درختان فزون از عدد * چو ريگ بيابان برون « 1 » از شمار
تمامى اين « 2 » جماعت علم عزيمت به جانب دولتخانه برافراشتند . حسين بيگ يوزباشى ولد سرمساق ، فوجى از قورچيان شاملو را قبل از توجه عساكر ظفر مآثر به تحقيق خبر فرستاد « 3 » .
در اين اثنا كه به تحقيق پيوست كه امرا جمعيت نمودهاند ، در ساعت به اجتماع لشكر فرمان داد بعضى از آنها مثل صدر الدين خان صفوى و حمزه بيگ طالش و عليخان بيگ گرجى خال شاهزاده سلطان حيدر و زال گرجى نزد وى آمده قرعهء مشاورت در ميان انداختند . آنگاه خبر رسيد كه غازيان عظام شاهزاده سلطان حيدر ميرزا را « 4 » در دولتخانه نگاه داشته راه بيرون شد او را مسدود ساختهاند . حسين بيگ و اين جماعت ازين خبر متألم گشته ، جهانفراخ در نظر ايشان تنگتر از حلقهء ميم شد و رخسارشان زردى زعفران پذيرفت . اما جهت رعايت ناموس رخسار خود را به سيلى روزگار سرخ مىداشتند . صدر الدين خان و ساير حيدريان گفتند كه مرد ثابت راى آنست كه چون برگ بيد نباشد كه به وزيدن هر بادى ترك سكون « 5 » و قرار « 6 » گيرد كه اكابر گفتهاند . بيت : « 7 »
اگر خواهى چو هشياران طريق جزم ورزيدن * نمىبايد به هر بادى چو برگ بيد لرزيدن
اولى آنست كه ما با جمعى از اهل جلادت متوجه دولتخانه گرديم و به ضرب شمشير آبدار و سنان « 8 » آتشبار دمار از دشمنان برآوريم و نواب شاهزاده سلطان حيدر را بيرون آورده به سلطنت نشانيم . بنابر آن شاهزاده سلطان مصطفى ميرزا و حسين بيگ يوزباشى با لشكر بىكران براى دفع معاندان و قلع و قمع ايشان تيغ رخشان از ميان برآورده و سنان فتنه نشان بر گوش تكاور راست كرده مانند صوارم هندى « 9 » به آهن مستغرق به جانب دولتخانه به حركت در آمدند .
قبل از اين اراده به ساعتى نواب سلطان ابراهيم ميرزا « 10 » از خانهء خود سوار شده به در خانهء حسين بيگ آمده شاهزاده سلطان مصطفى و حسين بيگ را در محل « 11 » سوار شدن كه جلو كشيده بودند ملاقات كرده گفت كه صلاح دولت چنان است كه ترك قتال و جدال كرده در خانهاى خود مقيم شويم كه درخت دشمنى ميوهء پشيمانى بار آورد و تخم نزاع ثمرهء انقطاع دهد . نظم : « 12 »
هامش
( 1 ) - م : فزون
( 2 ) - ب ، م : آن
( 3 ) - ن : فرستادند
( 4 ) - ب ، م ، ن : « را » ندارد
( 5 ) - ن : سكون نمايد كه
( 6 ) - م : « و قرار گيرد كه » ندارد
( 7 ) - م : ندارد
( 8 ) - م ، ن : « و سنان » ندارد
( 9 ) - م ، ن : هند
( 10 ) - ن : « ميرزا » ندارد
( 11 ) - ن : محلى كه جلو
( 12 ) - ن : بيت . م : ندارد