تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
كافهء برايا چون زبانهء « 1 » شمع بر حيات * خويش لرزان بودند تا روز رشتهء زندگانى از مقطع مقراض سياست « 2 » رنود « 3 » و اوباش چگونه خلاصى يابند . اما شمخال سلطان چركس و بسيار كس از امرا به ارادهء آنكه دستبردى « 4 » نمايند به ميدان اسب آمدند . امرا و اركان دولت و اعيان و اعالى و ادانى منازل خود را محكم گردانيدند ؛ تا زمانى كه شير سوار گردون تيغ لعل پيكر از نيام بركشيد و سپر « 5 » شنگرفى از روى سپهر زنگارى بزدود و به نيزهء زرين از ميدان فلك حقهء سيمين ماه بر بود . « 6 »
دم صبح كاين شاه آيين ستيز * كشيد از ميان افق تيغ تيز
بر آورد از خيل انجم دمار * ز اخگر گريزان شدند آن شرار
به اسباب قتال و جدال اشتغال نمودند و منتظر ايستادند تا از غيب « 7 » چه ظاهر شود . بيت « 8 » :
فلك تا كرا كارى سازى كند * ستاره به خون كه بازى كند
در آن شب غم‌اندوز تمامى شاهزاده‌هاى عالى مقدار به منازل خود رفته الا شاهزادهء خوش لقا سلطان حيدر ميرزا كه در آن شب در حرم محترم نزد والدهء ماجدهء « 9 » خود بر بالين پدر جا گرفته داعيهء سلطنت و ارادهء تاج و [ 439 ] تخت داشت . گمان لشگر استاجلو و گرجيان آن بود كه
« مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ
« 10 »
»
فراهم آمده‌اند ، هنگام كارزار معاون و جانسپار خواهند بود . بنابر آن زرى چند كه در دولتخانه بود به قورچيانى « 11 » كه هواخواه او بودند بخش كرده انتظار آن داشت كه شاهد نقاب « 12 » عروس ملك را در بغل كشد ساروق و تاج شاهى بر سر نهاده وصيت نامه‌اى كه درست نموده بود به قورچيان نمود مضمون آنكه شاه دين پناه ولايت عهد به من تفويض كرده ، اكثر مردم تابع او گشته اظهار موافقت نمودند . اما در آن شب كه قورچيان افشار و روملو و قاجار و بيات و ورساق در كشيك بودند ، در دولتخانه « 13 » را مضبوط ساخته كس نزد امرا فرستاده ايشان را از اين قضيه و داعيه آگاه گردانيدند . در آن اثنا ايالت پناه حيدر سلطان ترخان « 14 » تركمان و امير اصلان بيگ افشار و محمد قلى خليفهء مهردار و محمود بيگ « 15 » افشار و سليمان بيگ ولد سهراب خليفهء تركمان و دلو بوداق روملو و خان ولى بيگ بهارلو با سپاه فراوان و امراى عاليشان متواتر و « 16 » متعاقب نزد هم آمدند .
هامش
( 1 ) - ن : زبان ( 2 ) - ب : سيادت ( 3 ) - م ، ن : ربود ( 4 ) - ب ، م ، ن : دستبرد ( 5 ) - ن : سر ( 6 ) - ن : بيت . م : ندارد ( 7 ) - م : رغبت ( 8 ) - م : ندارد ( 9 ) - ن : « ماجده » ندارد ( 10 ) - سوره 55 آيه 19 ( 11 ) - ن : قورچيان ( 12 ) - ن : « نقاب » ندارد ( 13 ) - ب ، م : دولتخوانه ( 14 ) - ب ، م ، ن : « ترخان » ندارد ( 15 ) - ب ، م ، ن : بيگ بهارلو با سپاه فراوان ( 16 ) - مز ، ب ، ن : « و » ندارد