از اجل اين كار سر زد و زتو « 1 » مىدانيم ما * رونق كار اجل چون نيست بىامداد تو
ناپشيمانا پشيمان نيستى زين فعل بد * اين چه دل سختى است فرياد از دل فولاد تو « 2 »
چون تو از بنياد كندى بارگاه عمر شاه * سهل باشد گر براندازد خدا بنياد تو
چون چنين كردى همان بهتر كه هر صاحب حيات * رخت هستى را تلف سازد « 3 » به مرگ آباد تو
زندگانى بىوجود « 4 » شاه مرگ ديگر است * از حيات اينچنين صد بار مردن بهتر است [ 434 ]
اى اجل در بىغميها گرچه گرديدى علم * قصد جان عالمى كردى و هيچت نيست غم
در هلاك شاه هم كوشيدى و شرمت نبود * تا به اين غايت كسى بىشرم مىبودست هم
تا جدارى كز سلاطين جهان گرديد طاق * سرفرازى كز شهنشاهان عالم شد علم
كامياب خطهء نصر من اللّه كز ازل * بر سر آيات او انا فتحنا شد رقم
شمسهء ايوان سلطان نجف طهماسب شاه « 5 » * محرم خلوت سراى خسرو مولد حرم
خسرو تخت عجم چون سر به زير خاك برد * گر عجم ويران نگردد خاك بر فرق عجم « 6 »
هاتف غيبى همانا شيعيان را اين سخن * مىرساند از زبان شاه اقليم عدم
من خود از باغ جهان رفتم به گلزار جنان * ليك ازين انديشه دارم داغ بر دل لالهسان
تا چسان خواهد گذشتن بىمن ايام شما * تا چه خواهد بود بعد از من سرانجام شما
صاف و راحت نوش مىكرديد در دوران من « 7 » * ساقى نو تا چه خواهد ريخت در جام شما
لازم شاهى بود قهارى و « 8 » من از پدر * مهربانتر بودهام با خاص و با عام شما
كارها را كردهام بر خود چو ناكامان حرام * تا به كام خويش برناوردهام كام شما « 9 »
آنقدر دادم رواج مذهب اثنى عشر * كز فلك بگذشت در دوران من نام شما
مصطفى دربارهء امت گمان دارم كه كرد * با شما آنها كه من كردم در ايام شما
ماند از جان آفرين خشنودى و از روح من * وارث تخت من ار كوشد در اكرام شما « 10 »
من چو يعقوبم « 11 » به كنعان عدم گشتم روان * يوسف زندانى من باد در مصر جهان
من چو رفتم گاهى از دوران من ياد آوريد * در حقوق مدت فرمان من ياد آوريد
پادشاه عادلى چون پرسش ديوان كند * از من و از پرسش ديوان من ياد آوريد
هر كجا كز حاتم و نوشيروان رانند حرف * حرفى از عدل من و احسان من ياد آوريد
هامش
( 1 ) - ن : از تو
( 2 ) - ن : اين بيت را ندارد
( 3 ) - ن : دارد
( 4 ) - ن : وجودى
( 5 ) - مز ، م : « طهماسب شاه » ندارد
( 6 ) - ن : ندارد
( 7 ) - ن : ما
( 8 ) - ن : « و » ندارد
( 9 ) - ن : اين بيت را ندارد
( 10 ) - ن : اين بيت را ندارد
( 11 ) - م : مز ، ب ، ن : يعقوب