دور باد خسروان خيزد « 1 » كه جم اينك رسيد * رايت كيخسرو ملك عجم اينك رسيد
گشت پيدا چتر شاهنشاه گردون احترام * وارث تخت شه يثرب حرم اينك رسيد « 2 »
شاه ايران وارث ملك جهان از روى شوق « 3 » * با جهانى « 4 » حشمت و خيل و حشم اينك رسيد
آنكه پيش از شاهى عالم ز صيت پردلى * در ميان پادشاهان شد علم اينك رسيد
آنكه روز داورى در جنب عدل و داد او * عدل كسرى در نظر باشد ستم اينك رسيد
آنكه حاتم شد گداى درگه او مىرسد * و آنكه وقف آستانش شد كرم اينك رسيد
آنكه خصم از بيم تيغش با وجود كام دهر * باشد از جان آرزومند عدم اينك رسيد
رفت اگر از ملك عالم آن شه جنت مكان * شكر لله كامد اين شاهنشه گيتىستان
يا رب آن جنت مكان تا حشر روحش شاد باد * وين « 5 » شهنشاه جهان چندانكه عالم باد باد
تا جهان يابد نصيب از سلسبيل و « 6 » وصل او * از زلال لطف اين باغ جهان آباد باد
از رعاياى جهان چندانكه او غافل نبود « 7 » * لطف اين را از رعيت پروريها ياد باد
بر فلك چندانكه او بيند رسوم داد و عدل * عدل اين در تخت « 8 » گردون مانع بيداد باد « 9 »
تا رسد از مزرع رضوان به او تخم نشاط * خرمن خوشحالى بدخواه اين « 10 » بر باد باد
تا به قيد طايران خلد باشد جان او * بلبلان باغ اين را دل زقيد [ آزاد ] باد
بهر طول عمر « 11 » اين و روح وى « 12 » چندين دعا * قدسيان را چون رفيعى حاصل اوراد « 13 » باد
باد بر « 14 » حرف جهان و بادبر « 15 » صدر جهان « 16 » * باد تا تخت « 17 » جهان اين باد سلطان جهان
شاه جم جاه رضوان بارگاه پادشاه دانا « 18 » و « 19 » قاهر و صاحب شوكت و ماهر بود . عدل تمام و « 20 » سياست مالا كلام داشت * . مال و حقوق ديوانى را « 21 » موافق قانون شريعت نبوى در
هامش
( 1 ) - م : خيريد
( 2 ) - ب : اين بيت را ندارد
( 3 ) - مز : « وارث ملك جهان از روى شوق » ندارد
( 4 ) - ب ، ن : با جهان
( 5 ) - م : اى . ن : اين
( 6 ) - م ، ن : « و » ندارد
( 7 ) - مز : بود
( 8 ) - ب : بدبخت . م : بدتخت
( 9 ) - ن : اين بيت را ندارد
( 10 ) - م : « اين » ندارد . ن : او
( 11 ) - ن : عمر و اين روح
( 12 ) - ن : و چندين
( 13 ) - ن : زاد
( 14 ) - ن : تا
( 15 ) - ن : او
( 16 ) - ب ، م : باد حرف جهان بادا بر صدر جهان
( 17 ) - مز : بخت جهان
( 18 ) - ب ، م ، ن : دانا قدر
( 19 ) - ب ، ن : « و » ندارد
( 20 ) - ب ، م ، ن : « و » ندارد
( 21 ) - ب ، ن : و