تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
و هم « 1 » در اين سال نواب مالك رقاب سلطان محمد ميرزا * را پسرى شد موسوم . . . « 2 » گشت . چون پنج ماه و يازده روز « 3 » بعد از ولادت او شاه جم جاه جنت بارگاه رحلت فرمودند آن حضرت موسوم به اسم آن فردوس منزلت به طهماسب ميرزا گشتند . ولادتش در روز چهارشنبه چهارم شهر رمضان سنهء مذكوره به افق شيراز به طالع دلو .

سال « 4 » پنجاه و چهارم از سلطنت آن خسرو عالى و وداع آن « 5 » اعليحضرت از عالم فانى به صوب مملكت جاودانى سنهء اربع و ثمانين و تسعمائة

در اين سال پرملال عرض مرض « 6 » بر جوهر ذات ملكى صفات شاه جم جاه مستولى گشت قهرمان طبيعت كه مدبر « 7 » مملكت قالب « 8 » بود از صلاح مواد و تعديل مزاج عاجز گشت و روح حيوانى كه حامل قواى جسمانى است فتور يافت و روز به روز آثار ضعف و ناتوانى بيشتر « 9 » ظاهر مىشد . حكماى مسيحا دم و اطباى حذاقت شيم مثل حكمت پناه مولانا غياث الدين على كاشى و ابو نصر ولد صدر الشريعت « 10 » گيلانى از معالجه عاجز آمدند . شعر : « 11 »
چو مرگ آيدت از مداوا چسود
و از صداى فلكى و نداى ملكى اين ندا مى « 12 » شنيد : * نظم « 13 » :
به دنيا گر كسى پاينده بودى * ابو القاسم محمد زنده بودى
* * *
زين ششد ربى ثبات فانى * رو آر به ملك جاودانى
بر طارم آسمان علم زن * در وادى لا مكان قدم « 14 » زن
در مملكت قدم « 15 » قدم نه * كان پرده‌سرا ترا حرم نه [ 433 ]
لاجرم آن صاحب تاج « 16 » و سرير دل بر واقعهء ناگزير كه لازمهء برنا و پير است در شب سه شنبه پانزدهم « 17 » شهر صفر سنهء مذكوره نزديك به نصف شب اللهم الحقنى « 18 » بالرفيق الاعلى گويان شاهباز روح پر فتوحش ازين تنگناى قفس بىبنياد به عالم قدس پرواز نمود * اللهم احشره
هامش
( 1 ) - م ، ن : « و هم » ندارد ( 2 ) - نسخه‌ها ندارند ( 3 ) - ن : از ولادت او گذشت شاه جمجاه ( 4 ) - ن : آغاز سال پر ملال اودى ئيل موافق اربع و ثمانين و تسعمايه سال پنجاه و چهارم از سلطنت آن پادشاه به استحقاق فى سنهء اربع و ثمانين و تسعمائة ( 5 ) - ب : « آن » ندارد ( 6 ) - ن : ملال ( 7 ) - مز : بدتر ( 8 ) - ب ، ن : غالب بوده و اصلاح مواد . م : قالب بود اصلاح ( 9 ) - ن : بيشتر شد و ( 10 ) - ن : صدر الشريعه ( 11 ) - م : ندارد ( 12 ) - ن : « مى » ندارد ( 13 ) - ن : بيت . ب ، م : ندارد ( 14 ) - م : قلم ( 15 ) - ن : عدم ( 16 ) - ب : « تاج » ندارد ( 17 ) - ن : 105 ( 18 ) - ب : الحضى