چون در اين سال فرخزاد بيگ قرادغلو كه سالها خدمت ايشك « 1 » آقاسى نموده بود به جوار رحمت پيوست ، شاه جم جاه در روز پنجشنبه 26 شهر ذى قعده « 2 » منصب ايشك « 3 » آقاشى باشى ديوان اعلى را به شاهزاده سلطان ابراهيم ميرزا « 4 » مرحمت كرده چماق مرصع شفقت كردند و مهمات ديوان منوط به وى شد .
و هم در اين سال پادشاه * فرنگ دان سبستا « 5 » كه به پرتكال اشتهار دارد ايلچيان با تحف و هدايا « 6 » كه ديدهء اهل بصارت از رؤيت « 7 » آن خيره مىشدند « 8 » به درگاه عرش اشتباه فرستاد .
قبل ازين چون به مسامع عز و جلال رسيده بود كه بىادبى چند از آن جماعت سر زده مثل انهدام مساجد و احراق مصاحف شريف ، بنابر آن ايلچيان منظور نظر كيميا اثر نگشته امرا را به تأديب آن قوم « 9 » بىدولت نامزد « 10 » فرمودند .
و هم در اين سال در ششم شهر رمضان المبارك در بلدهء استنبول سلطان سليم پادشاه روم فوت شد وزير اعظم محمد پاشا فوت او را از امرا و اركان دولت پنهان كرده ، سلطان مراد را غافل به شهر در آورده بر تخت « 11 » سلطنت نشاند « 12 » و ساير برادرانش را كه چهار نفر بودند هلاك كرد « 13 » و چون اين خبر در روز دوشنبهء هيجدهم شهر شوال سنهء مذكوره « 14 » به درگاه معلى رسيد ، شاه جم جاه محمدى بيگ * تخماق « 15 » را كه يك مرتبه « 16 » به ايلچيدارى به روم رفته بود طلب فرمود كه باز به تهنيهء جلوس سلطنت نزد سلطان مراد فرستند « 17 » .
و هم در اين سال سيد مرحوم مير سيد على رضوى كه از سادات نقيب « 18 » بلدهء قم بود « 19 » و از دختر مرحومى مولانا غياث الدين محمد شهيدى حاصل شده بود و به انواع فضايل و معارف « 20 » آراسته ، سه سال « 21 » توليت مشهد مقدس و شش سال وزارت و تصدى دار السلطنهء قزوين كرده از مقربان درگاه [ 431 ] عرش اشتباه « 22 » و به صفت « 23 » رشد و كاردانى از اقران ممتاز بود ، در روز دوشنبه سيزدهم « 24 » شهر جمادى الثانى سنهء مذكوره « 25 » عالم فانى را وداع كرد * نعشش به بلدهء قم نقل
هامش
( 1 ) - ن : ايشيك
( 2 ) - م : 22 ذيقعده . ن : 206 ذى قعده
( 3 ) - ن : ايشيك آقاسىگرى ديوان
( 4 ) - ن : « ميرزا » ندارد
( 5 ) - ب : و ان سپستا . ن : و آن سينا
( 6 ) - ن : هداياى
( 7 ) - ب ، م : رايت خيره
( 8 ) - ب ، ن ، م : مىشود
( 9 ) - ن : قوم بىادب دويست نفر پنهان كرده فرمودند
( 10 ) - ب ، م : پنهان كرده
( 11 ) - ن : به تخت
( 12 ) - ب ، م ، ن : نشاندند
( 13 ) - م : كردند چون . ن : كردند و چون
( 14 ) - مز ، ب : مذكور
( 15 ) - ن : يخماق
( 16 ) - ن : يك مرتبه ديگر
( 17 ) - ب ، م : « فرستند » ندارد . ن : روانه نمايند
( 18 ) - ن : نجيب
( 19 ) - ن : بود از
( 20 ) - ب ، م ، ن : سعادت و معارف
( 21 ) - ن : « سه سال » ندارد
( 22 ) - ن : اشتباه بود
( 23 ) - م : نصفت
( 24 ) - ن : 103
( 25 ) - مز ، ب ن : مذكور