تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
سوراخها خزيدند . يوسف بيگ صاحبان خانها را گرفته آغاز تشدد نمود . ايشان « 1 » تفحص كرده اكثر ايشان به دست در آمده « 2 » به قتل آمدند « 3 » و از سرداران و پهلوانان رنود « 4 » و اوباش قلاش بدمعاش « 5 » كه از دار « 6 » عبرت آويختند مثل گوگجه * و نشمى « 7 » و شرف و شيخى گازر ، و حسن چكمه‌دوز و حاجى دراز و شاه على حرمك « 8 » و ميرزاى باباقلى و حسين « 9 » سبزى فروش ، سواى اينها موازى صد و پنجاه « 10 » به قتل آمدند و يارى « 11 » و پهلوان عوض و علاء « 12 » حسنجان « 13 » در خانهء سهراب بيگ محبوس بودند . ايشان سهراب بيگ را خدمتى كرده وى حمايت آن جماعت كرد . بالاخره يوسف بيگ به دلايل عقلى و نقلى سهراب « 14 » را ملزم ساخته ايشان را تسليم ملازمان يوسف بيگ نمود . بعد از كشته شدن آن جماعت سرهاى ايشان را در « 15 » ميدان تبريز بر دار زدند و آتش فتنه و فساد آن قوم شرير به يك بار فرو نشست . و هم در اين سال پادشاه عظيم الشان جلال الدين اكبر پادشاه عزيمت ديار « 16 » گجرات و گوشمال حكام آن بلاد نمود و با امراى خود در ميان نهاده به سرعت تمام ايلغار فرمود و در اثناى طى راه محمد ابراهيم ميرزا كه از نباير پادشاه مغفور سلطان حسين ميرزا بايقرا « 17 » بود دچار خورده جنگى عظيم به وقوع انجاميد . محمد « 18 » ابراهيم ميرزا از هراس و بيم دلى « 19 » به دو نيم راه فرار پيش گرفت . پادشاه مذكور در بلدهء احمد آباد نزول « 20 » فرمود و حكومت آن ديار را به ميرزا عزيز كوكه رجوع نمود و به شهر اكره علم مراجعت برافراخت . در اثناى غيبت شاه حميده خصال محمد حسين ميرزا والى گجرات با سپاه بسيار همه پيل افكن و شير شكار به عزم جدال و قتال به حوالى احمد آباد آمدند . چون اين خبر به شاه والاگهر رسيد ، از اكره بيرون آمده ايلغار نمود چنانچه در مدت نه روز به احمد آباد رسيد . در آن اوان ميرزا عزيز كوكه كه با محمد حسين ميرزا در زد و خورد « 21 » بود رسيد « 22 » و طرفة العينى دمار از روزگار آن سپاه نابكار بر آورد « 23 » و صاعقهء شمشير آتشبارش لشكر او را نيستان « 24 » وار درهم سوخت و محمد حسين ميرزا گرفتار شد . درين فتح غنايم بسيار و نعمت بىشمار از زر و جوهر به دست لشكر ظفر اثر افتاد . پادشاه حكومت آن ديار را به عزيز كوكه رجوع فرمود و به اكره مراجعت نمود . منشيان
هامش
( 1 ) - ن : ايشان از تفحص ( 2 ) - م : در آورد . ن : در آورده ( 3 ) - ن : آوردند ( 4 ) - م : ربود ( 5 ) - م : « معاش » ندارد ( 6 ) - ن : وار ( 7 ) - ب ، ن : يشمى ( 8 ) - ن : حربك ( 9 ) - م ، ن : حسن ( 10 ) - ب ، م ، ن : پنجاه نفر ( 11 ) - ن : بارى ( 12 ) - ن : « علاء » ندارد ( 13 ) - م : سنجان ( 14 ) - م : سهراب بيگ ( 15 ) - م : از ( 16 ) - ن : « ديار » ندارد ( 17 ) - مز ، م : بايفرا ( 18 ) - م ، ن : « محمد » ندارد ( 19 ) - م ، ن : دل ( 20 ) - م ، ن : نزول اجلال ( 21 ) - ب : خور ( 22 ) - ب ، م ، ن : رسيد در آن او ان ميرزا به طرفة العينى ( 23 ) - ب ، ن : آورده ( 24 ) - م ، ن : سنان
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 586 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى