تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
پادشاه روم كه معاصر قباد پدر « 1 » نوشيروان بود اين نوع علامتى در قطب شمالى « 2 » واقع شد و مدت هفت ماه « 3 » امتداد يافته « 4 » آخر به طريق خاكستر فروريخته و بعد از آن علت « 5 » طاعون در بلاد روم واقع شده . و هم در اين سال در بلدهء قاين شبيه به گندم چيزى باريده « 6 » كه مردم از آن نان پختند . و هم درين سال فضايل پناهى قدوة العلماء « 7 » المتبحرين مولانا مصلح الدين لارى كه كه از شاگردان سرآمد مرحومى مير غياث الدين منصور شيرازى بود وفات « 8 » يافت « 9 » . وى بعد از تحصيل به بلاد هند رفته صدر پادشاه مرحوم همايون پادشاه گشت « 10 » . بعد از فوت آن پادشاه عاليجاه متوجه زيارت حرمين شريفين « 11 » گرديد در « 12 » اثناى راه كشتى وى شكسته قرب چهارصد جلد كتابش به آب رفت . مولانا به مشقت تمام از تلاطم درياى زخار « 13 » به ساحل نجات رسيده از آنجا به استنبول شتافت . سلطان سليمان پادشاه روم وى را رعايت بسيار كرده در آخر به بلدهء آمدش به تدريس فرستاد . چند مدت در آنجا « 14 » بسر برده از آنجا به بغداد آمد و با « 15 » اسكندر پاشا « 16 » بيگلر بيگى « 17 » عراق عرب به سر مىبرد و با يكديگر مباحثه و مذاكره مىنمودند . فقير مؤلف در سنهء اربع و سبعين و تسعمائة كه به « 18 » زيارت عتبات رفتم در بغداد وى را در خدمت پاشاى مذكور ملاقات * نمود « 19 » و در آن اوان تاريخى جهت آل عثمان در سلك تحرير در مىآورد . تصانيفش ، حاشيه بر شرح مواقف و حاشيه بر حاشيهء قديم مولانا جلال الدين محمد دوانى ، و حاشيه بر شرح جامى ، و حاشيه بر انوار شافعى ، و شرح شمايل « 20 » ترمذى ، بر حديث و تفسير « سورهء « انا انزلنا » ، تاريخ آل عثمان * كه الآن پادشاه روم‌اند و رساله در شطرنج و رساله در بيطارى . ايام حياتش قرب نود سال . و هم در اين سال در روز جمعه يازدهم ذى حجه ، خواجه محمود جامى كه از اعيان ولايت جام بود در دار السلطنهء قزوين فوت شد . در حين احتضار شاه عالم پناه مير هاشم و مير سيد على قمى را با جمعى از نويسنده‌ها بر سر مشار اليه « 21 » فرستاد كه آنچه به ديوان اعلى « 22 » مىدهد تمسك بنويسد « 23 » و هيچكس از اكابر و اعيان ممالك محروسه خصوصا خراسان نبود كه در آن اوان در
هامش
( 1 ) - م : و پدر ( 2 ) - ن : شمال ( 3 ) - ن : « ماه » ندارد ( 4 ) - ن : يافت ( 5 ) - م ، ن : به علت ( 6 ) - م ، ن : باريد ( 7 ) - ن : العملما و المتأخرين ( 8 ) - م ، ن : وفات وى ( 9 ) - ب : يافته ( 10 ) - م ، ن : گشت و ( 11 ) - م ، ن : « شريفين » ندارد ( 12 ) - ن : و در ( 13 ) - مز ، ب ، ن : ذخار ( 14 ) - م : بدانجا ( 15 ) - م ، ن : به ( 16 ) - ن : پاشاى ( 17 ) - م : بگلرنگى ( 18 ) - ن : « به » ندارد ( 19 ) - ن : نمودم ( 20 ) - ب ، م : شرح شمايل نير بر حديث . ن : شروح شمايل نيز بر حديت ( 21 ) - ن : او ( 22 ) - م ، ن : اعلى تمسك مىدهند تمسك بنويسيد ( 23 ) - ب : بنويسند
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 580 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى