ينكچريان به اوطان خود رفته « 1 » اند و يراق جنگ از توپ و تفنگ كم شد « 2 » و قادر « 3 » غهاى ما در جنب مادنهء فرنگيان چون زورق هلالى است در پيش دايرهء افق . على پاشا قبول نكرد و گفت نظم « 4 » :
كه اى شيرمردان رستم شعار * مداريد انديشه از روزگار
چرا پاكشيم از ره كينه پس * نخسبد شب كور در خانه كس
روميان سخن وى را به سمع رضا اصغا « 5 » كرده در گرداب بلا و لجهء فنا افتادند [ 423 ] و كشتيها را به حركت آورده به طرف مخالفان روان شدند . بار اول على پاشا به فرنگيان حمله نمود و آن جوان با كشتيهاى كوه اركان از عقب روميان در آمده « 6 » آغاز قتال و جدال نموده و از جانبين چون سحاب بهاران به جاى قطرههاى باران سنگ قزغان « 7 » فرنگى و تفنگ ريزان شد . نظم : « 8 »
چو سنگى « 9 » توپ از كشتى جهان « 10 » گشت * هزاران كوه در دريا روان گشت
تفگ شد ز خون ساقى بزم جنگ * كه در آستين داشت نقل فرنگ
و از آتش قزغانهاى سطبر هموار و از صداى توپهاى صاعقه كردار حالت موعود به ظهور آمد و از تصاعد بخارات ضربزن و توپهاى گوناگون بحر نيلگون در زير فلك بوقلمون نمايان شد .
نظم « 11 » :
ز دود تفنگ « 12 » اندر آن رزمگاه * مه نو چو ابروى خوبان سياه
و سرداران « 13 » مشركين و دلاوران كفار لعين به ضرب توپهاى سنگين سفاين روميان را پاره پاره گردانيدند . در اثناى داروگير جمعى از فرنگيان بىدين كه « 14 » در كشتى « 15 » على پاشا محبوس بودند خلاص كرده سر على پاشا را از بدن جدا كرده « 16 » بر سر « 17 » [ ميل كشتى ] آويختند . بنابر آن سپاه روم راه انهزام پيش گرفتند .
فرنگيان كشتى پرتو پاشا را شكستند . پاشاى مذكور در آب افتاد « 18 » و رئيس « 19 » خاكى از غايت چستى و چالاكى به چنگال وى را به كشتى خود در آورد « 20 » و قليج على رومى سه عدد كشتى فرنگيان را گرفته سالما از آن معركه بيرون رفت . كافران روميان را تعاقب نموده قرب صد و هفتاد
هامش
( 1 ) - ن : رفته و يراق
( 2 ) - ن : شده
( 3 ) - م ، ن : قادرعهاى . ب : قاورعه
( 4 ) - مز ، ب ، م : كه
( 5 ) - ب ، م : اصقا
( 6 ) - ن : در آورده
( 7 ) - م : قرعان
( 8 ) - ن : بيت . م : ندارد
( 9 ) - ب ، م ، ن : سنگ
( 10 ) - ن : چنان
( 11 ) - ن : بيت . م : ندارد
( 12 ) - م : فلك
( 13 ) - ن : سروران
( 14 ) - ن : « كه » ندارد
( 15 ) - م : كشتىها
( 16 ) - ن : كردند
( 17 ) - بر سر او ريختند
( 18 ) - م : افتاده . ن : افتاده از پس چستى
( 19 ) - مز ، ب ، ن : ريس
( 20 ) - ن : در آوردند .