تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
آمده « 1 » او را با خان ميرزا « 2 » و تبع و توابع « 3 » و رفقا « 4 » خصوصا بشارت بيگ تركمان به قتل آوردند و در همان « 5 » موضع مدفون گشتند و آوازه افتاد كه قطاع « 6 » الطرايق عرب اين عمل شنيع نموده‌اند « 7 » . سلطان سليم به واسطهء عذرخواهى اين فعل قبيح على آقاى « 8 » چاوش باشى را به درگاه عالميان پناه فرستاد . شاه جم جاه از كمال محبت وى را « 9 » نواخته رعايت فرمود و مرخص ساخته روانهء روم گردانيد « 10 » . مولانا محتشم كاشى در تاريخ واقعهء هايله و قضيهء غايلهء « 11 » مرحوم مشار اليه و خلف « 12 » او اين ابيات را گفته : نظم « 13 » :
امير اعدل اعظم پناه ملك و ملل * ملاذ اهل زمين كار ساز اهل زمان
ملك مواكب و انجم سپاه و مه رايت * فلك سرادق و كرسى بساط عرش ايوان
رفيع رتبت و « 14 » گردون وقار و « 15 » مهر شكوه * سريع نصرت و كشورگشاى و « 16 » ملك ستان
سپهر كوكبه « 17 » معصوم بيگ آنكه رساند * صداى كوس تسلط « 18 » به گوش عالميان « 19 »
ز ملك خود سفر حج گزيد با خلفى « 20 » * كه مثل او گهرى در صدف نداشت جهان
سلالهء نبوى شمع دو دهء صفوى * صفاى طينت آدم خلاصهء انسان
سرآمد علما « 21 » تاج تارك فضلا « 22 » * دليل وادى دين هادى ره « 23 » عرفان
لطيف طبع و « 24 » زكى فطرت و صحيح ذكا * دقايق آگه و روشن دل و حقايق دان « 25 »
فرشته هيأت و « 26 » خوش منطق و « 27 » فصيح كلام * بليغ لفظ و « 28 » معانى رس و بديع بيان
رفيع مرتبه خان ميرزا كه پير خرد * به حسن فطرت او در جهان نداد نشان
در آن سفر كه بجز اهل خدمت ايشان را * نبود يك كس از انصار و يك كس از اعوان « 29 »
لباس حج چو در احرامگاه پوشيدند « 30 » * به جاى خود و زره بىخبر ز تيغ و سنان
سنان و تيغ از آن چشمهاى « 31 » جان‌پرور [ 411 ] * بدان خجسته زمين خون « 32 » فشاند چون باران
هامش
( 1 ) - ن : آمده و ( 2 ) - م ، ن : ميرزا و تبع تبايع و رفقا ( 3 ) - م : تابع ( 4 ) - ب م : در قفا ( 5 ) - م ، ن : آن موضع ( 6 ) - م : قطاعت ( 7 ) - م ، ن : كرده ( 8 ) - ن : آقا ( 9 ) - م : وزيرا ( 10 ) - م ، ن : گردانيده ( 11 ) - ب ، ن : غاليه ( 12 ) - ن : خلف اين . م : خلف و اين ( 13 ) - م : ندارد ( 14 ) - مز ، ب : « و » ندارد ( 15 ) - مز ، م ، ن : « و » ندارد ( 16 ) - ن : و ملك ( 17 ) - ب ، م : كوبه ( 18 ) - ب ، م : بساط . ن : شارت ( 19 ) - ن : اهل جهان ( 20 ) - ن : خلقى ( 21 ) - ن : فضلا ( 22 ) - ن : علما ( 23 ) - م « ره » ندارد ( 24 ) - مز ، ن : « و » ندارد ( 25 ) - ن : اين بيت را ندارد ( 26 ) - ب هيأت و ( 27 ) - مز ، ن : « و » ندارد ( 28 ) - مز ، ب ، م : « و » ندارد ( 29 ) - ن : نبود نيست نباشند يك كس از اعوان ( 30 ) - ب ، م : پوشيدن ( 31 ) - ن : « ى » ندارد ( 32 ) - م : « خون » ندارد . ن : بر
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 560 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى