و هم درين سال شاه جم جاه مير سيد على رضوى قمى را كه متولى مشهد مقدس رضوى على ساكنها الف الف سلام و تحيه بود و از آنجا معزول گشته به دار السلطنهء قزوين آمده بود ، به وزارت دار السلطنهء مذكوره و تصدى خالصهء شريفه سرافراز [ گردانيد ] « 1 » و والد مؤلف مير منشى - الحسينى قمى نيز « 2 » به وزارت مشهد « 3 » مقدسهء رضويه على راقدها الف الف صلوة « 4 » و تحيه سرافراز شد و در اواخر شهر صفر سنهء ست و سبعين و تسعمائة سال مذكور احرام آن عتبهء عليه و سدهء سنيه بسته متوجه شد .
سال « 5 » چهل و ششم از سلطنت آن اعليحضرت مشترى حشمت سنهء ست و سبعين و تسعمائة بعضها عام ئيلان ئيل
نوروز اين سال روز جمعه بيست و دوم شهر رمضان . در اين * « 6 » سال شاه نيكو خصال مقرر فرمودند كه بعضى از امراى آذربايجان لشگر جمع كرده بر سر گرجستان روند . تفصيل اين اجمال آنكه چون سيماون والى گرجستان پا از جادهء سداد و قدم از طريق رشاد بيرون نهاده دست به سرحد ممالك و مسالك دراز كرد « 7 » و در بلدهء تفليس كه به حسب آب و هوا و كثرت گلرخان سمن سيما از ساير آن ولايات ممتاز است ، بيت « 8 » :
كه در بوستانش هميشه گل است * به كوه اندرون لاله و « 9 » سنبل است ،
خرابى بسيار كرده اهالى آن ديار صغار و كبار را پايمال و بال نموده ، بنابر آن فرمان واجب الاذعان عز صدور يافت كه شمخال سلطان چركس و ابراهيم « 10 » خليفه الپاوت « 11 » و عليقلى بيگ قاجار به اتفاق داود بيگ متوجه گرجستان گشته سيماون را گرفته به درگاه عالم پناه ارسال نمايند . امراى عظام مذكوره با لشگر ظفر اثر علم عزيمت به جانب گرجستان برافراخته ، بعد از قطع مسافت بدان حدود داخل شدند « 12 » . سيماون طريق حزم را مسلوك داشته خود را به كوهى كه در ارتفاع با چرخ اخضر دعوى « 13 » برابرى و « 14 » همسرى نمودى ، شعر « 15 » :
در پيش وى آسمان نمودى * چون بر شترى جل كبودى ،
متحصن گرديد « 16 » . غازيان عظام چون قضاى مبرم متوجه آن كوه محكم گشته گبران نيز آغاز جدال « 17 » و قتال نمودند . غازيان دست به تير و كمان برده آتش قتال را مشتعل ساختند « 18 » .
هامش
( 1 ) - مز ، ب ، م : گشت . ن : شد
( 2 ) - م ، ن : « نيز » ندارد
( 3 ) - م : مشهد مقدس . ن : ضيه
( 4 ) - م ، ن : سلام
( 5 ) - ن : آغاز سال خجسته مآل يونت ئيل سنهء سبع و سبعين و تسعمائة كه سال چهل و هفتم از جلوس ميمنت مأنوس شاهى ظل آلهى است و بعضى وقايع متنوعه
( 6 ) - ب : شاه نيكو خصال درين سال
( 7 ) - م ، ن : كرده
( 8 ) - م ، ن : ندارد
( 9 ) - م : « و » ندارد
( 10 ) - ن : ابراهيم
( 11 ) - ب ، م : خليفه السادات
( 12 ) - ن : شده و
( 13 ) - ب ، م : دعواى
( 14 ) - مز ، ب ، ن : « و » ندارد
( 15 ) - م : ندارد . ن :
بيت
( 16 ) - ب ، م ، ن : كرده
( 17 ) - ن : قتال و جدال
( 18 ) - ب ، م ، ن : ساخته