تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
در آن اثنا سيماون از غايت غرور با معدودى چند بر سپاه منصور « 1 » حمله نموده يكى از غازيان را به قتل آورد . آنگاه يكى از دلاوران و متهوران « 2 » سيماون را از مركب عزت به خاك مذلت انداخته وى را دستگير نمود . گبران با گرگين « 3 » ولد اكبرلوند كه به واسطهء تعلق خاطر در آن كارزار همراه و رفيق سيماون بود راه انهزام پيش گرفته « 4 » لشگرى « 5 » او بعضى به قتل آمده و بعضى ديگر گرفتار گشتند . چون به ميامن توفيقات آلهى و تاييدات نامتناهى لشگر اسلام بر كفار نابكار غالب آمدند ، امراى عاليشان از غزاى گرجستان مراجعت كرده سيماون را به درگاه عرش اشتباه فرستادند . و هم درين سال فرخ فال مقترن به سعادت ، شاهزادهء [ 410 ] كامكار نامدار نصرت شعار جوانبخت برخوردار ، سمى حضرت صاحبقران المسطور به عواطف الملك المنان ابو الغالب سلطان حمزه ميرزا ابقاه اللّه تعالى فى ظل ظليل والده « 6 » السلطان بن « 7 » السلطان و « 8 » الخاقان بن الخاقان بن « 9 » - الخاقان « 10 » ابو المظفر سلطان محمد بهادر خان در دار السلطنهء هرات در شب يازدهم « 11 » شهر ربيع - الاول سنهء مذكوره به افق هرات به طالع « 12 » دست داد و مسمى به اسم عم رسول خدا « 13 » و سيد شهدا گشته سلطان حمزه ميرزا وى را نام كردند و « 14 » شاهزاده سلطان حسن ميرزا برادر بزرگتر نواب ميرزايى را كه از نباير دخترى « 15 » مرحومى قاضى جهان حسنى به وجود آمده بود به درگاه معلى طلب داشته نزد خود نگاه داشتند « 16 » و الكاى مازندران را نامزد وى فرمودند . و هم درين سال سيادت « 17 » و اقبال پناه اعتماد الدولة العليله « 18 » معصوم بيگ صفوى « 19 » كه مدت چهار سال امير ديوان و شانزده سال وكالت شاه عالم « 20 » پناه نموده بود به تحريك ولدش خان ميرزا كه از افاضل زمان بود « 21 » مرخص شده احرام زيارت حرمين شريفين زادهما اللّه شرفا و تعظيما بست « 22 » . چون طى منازل و مراحل نموده در وقتى كه محرم گشته بود ، در روز پنجشنبه ششم « 23 » شهر ذى - حجة الحرام سنهء مذكوره « 24 » در منزل موسوم به وادى فاطمه روميان غافل در اثناى راه بر سرش
هامش
( 1 ) - ن : منصوره ( 2 ) - ب ، م : مشهوران ( 3 ) - ب ، م : كبركين . ن : كبر و كين ( 4 ) - ن : گرفت ( 5 ) - م ، ن : لشكر ( 6 ) - م : والداه ( 7 ) - م : ابن ( 8 ) - م : « و » ندارد ( 9 ) - م ، ن : « بن الخاقان » ندارد ( 10 ) - ب : « الخاقان » ندارد ( 11 ) - ن : پانزدهم ( 12 ) - ن : طالع سعد ( 13 ) - ب ، م : خدام سيد الشهداء . ن : خدا سيد شهدا ( 14 ) - م ، ن : « و » ندارد ( 15 ) - ن : دختر و مرحومى . ب : دختر مرحومى ( 16 ) - ن : داشت ( 17 ) - م : سياست اقبال ( 18 ) - ن : العلية العاليه ( 19 ) - م ، ن : صوفى ( 20 ) - ب ، م ، ن : عالميان ( 21 ) - ن : بود و ( 22 ) - ب ، م ، ن : بسته ( 23 ) - ن : « ششم » ندارد ( 24 ) - ب ، م ، ن : مذكوره روميان غافل