ندوخت جامهء كامى به قد كس « 1 » گردون * كه عاقبت به مصيبت نكرد « 2 » يكتايى
نواب سامى * شعر « 3 » را به غايت نيكو « 4 » مىفرمودند و از اشعار ايشان تيمنا « 5 » قصيده و بعضى ابيات در نسخه « 6 » مسطور شده . قصيده « 7 » :
خوش است گشت « 8 » چمن با نگار فصل « 9 » بهار * كه گشت روى زمين چون بهشت « 10 » ديگر بار
به سوى باغ گذر كن نظر به سرو فكن * كه ياد مىدهد از قد يار گلرخسار
چو بلبل از بر گل يكنفس مشو غافل * چو سرو از طرف جوى پاى « 11 » باز مدار
چرا كه عمر چو باد بهار مىگذرد * غنيمت است دمى صحبت گل و « 12 » گلزار
سفيدهدم گذرى كن به سوى باغ و « 13 » ببين * كه روح بخش بود چون مسيح باد بهار
گل است خسرو خوبان « 14 » و بلبلش ساغر * زهى طراوت « 15 » حسن و لطافت گفتار
به گرد عارض گل قطره قطرهء باران « 16 » * چو گلرخان كه ببندند « 17 » لوءلوء شهوار
دگر به باغ ز خجلت شكوفه سر نزند * اگر زند مه من گل به گوشهء دستار
زبان گشاده به گل بلبل اين سخن « 18 » مىگفت * بيا كه عهد چمن تازه كرد باد بهار
دميده سبزهء تر در چمن چو « 19 » خط بتان * به تازگى است چمن را طراوت رخ يار
جهان بدين صفت اما چسود چون خاطر * مراد مىنشود « 20 » فارغ از غم « 21 » و آزار « 22 »
دمى فراغت خاطر نبوده است مرا * هميشه در غم و درد است خاطر و افكار
ز حادثات « 23 » جهان چند درد و رنج كشم * به مقتداى جهان حال خود كنم اظهار
برم پناه به شاهى كه از شرف « 24 » مه و مهر * بر آستانهء قدرش نهاده ليل و نهار
شه سرير ولايت على ابو طالب * كه كردهاند سلاطين به شاهيش اقرار
خليل جان و « 25 » مسيحا دم و « 26 » محمد خلق * كليم دست و سليمان مكان و خضر شعار
هامش
( 1 ) - م : او
( 2 ) - ب ، م : نكر
( 3 ) - مز : شعرا
( 4 ) - ن : نيكو داشتى از اشعار
( 5 ) - ن : « تيمنا » ندارد
( 6 ) - م ، ن : در اين
( 7 ) - م : ندارد
( 8 ) - م : فصل
( 9 ) - م : گشت . ن : و گشت
( 10 ) - ب ، م ، ن : بهار
( 11 ) - ن : باز
( 12 ) - ن : « و » ندارد
( 13 ) - مز ، م ، ن : « و » ندارد
( 14 ) - ن : خوبان و
( 15 ) - م : تطاوت
( 16 ) - ب ، م ، ن : بارانى
( 17 ) - م : به بينند
( 18 ) - م ، ن : چنين
( 19 ) - م ، ن : ز
( 20 ) - ب : نبود
( 21 ) - م : غمم
( 22 ) - ب ، م ، ن : اغيار
( 23 ) - م ، ن : حادثان
( 24 ) - ب ، م : شرف بود
( 25 ) - ن : « و » ندارد
( 26 ) - ن : « و » ندارد