تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
پنج كس را در قلعه دفن نموده * حقيقت به نواب اعلى عرض نمودند . نواب اعلى اظهار نمودند جمعى از اينجا بىآنكه مرا خبر باشد رفته‌اند و سام ميرزا با دو پسر و دو پسر القاس ميرزا به خود سر كشته‌اند و هر چند مردم قلعه گفته‌اند كه چون اين كار مىكنيد مهم اسمعيل ميرزا را هم بسازيد قبول آن معنى نمىكنند « 1 » . و بعضى ديگر چنين نقل نمودند كه چون شاه كامياب ازين خبر آگاهى يافت ، به ديوانخانه آمده فرمودند كه در قلعه زمين لرزه شده « 2 » خانه بر سر سام ميرزا و اولاد و پسران القاس ميرزا كه در يك جا خوابيده بوده‌اند فرود آمده‌اند در عزا « 3 » امرا مراسم تعزيه بجا آوردند و نقل ثانى به صحت اقرب مىنمايد . مشهور است و از جمعى « 4 » صحيح القول استماع افتاد كه در آن شب كه آن مظلومان را آن جماعت سياه دل از هم مىگذرانيدند ، مرد علاقه‌بندى كه به غايت درويش و عابد و متقى بوده در اردبيل به خواب مىبيند كه در بيرون شهر اردبيل خيمه‌اى نصب نموده‌اند « 5 » و جمعى سواران آنجا ايستاده‌اند . آن شخص از كسى سؤال مىكند « 6 » كه اين سواران كيستند و آن كس مىگويد كه اينها حضرت ايمهء معصومين صلوات اللّه عليهم اجمعين‌اند كه آمده كه چون پنج سيد و سيدزاده درين شهر فوت شده‌اند نعش ايشان را نقل به مدينهء مشرفه زاده اللّه شرفا و تعظيما نمايند و اين خيمه جهت آن زده‌اند . آن درويش چون از شكاف خيمه ملاحظه مىنمايد مىبيند كه پنج تابوت بزرگ و كوچك در مخمل گرفته آنجا گذاشته‌اند . صباح خواب را به حضرت سيد المحققين عمدة المجتهدين شيخ الاسلام و مطاع المؤمنين مير سيد حسين كه در آن اوان شيخ الاسلام اردبيل « 7 » بودند نقل نموده بعد از پنج شش روز خبر قتل نواب سام ميرزا با اولاد و پسران القاس ميرزا در دار الارشاد انتشار يافت . بعد از چند مدت حكم اشرف شد كه اجساد مطهر ايشان را از قلعه نقل كرده به قريهء كلخوزان كه مقابر آبا و اجداد عظام ايشان در آن مكان مدفون است دفن نمايند . ولادت نواب سامى روز سه شنبهء بيست و يكم شعبان سنهء ثلث و عشرين و تسعمائة [ 408 ] مدت عمرش پنجاه يكسال تمام .
كجا رفت سام و فريدون جم * شهان عرب خسروان عجم
همه خاك دارند بالين و خشت * خنك آنكه جز تخم نيكى نكشت
خردمند آن به كه چون به ديدهء اعتبار در حقيقت « 8 » حال نگرد ، بدين چند روزه بقا در دار دنيا به خود مغرور نشود و به مستى آن از جاى در نيايد و بر مقتضاى نص آلهى « 9 »
« لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ
« 10 »
»
از دولت و حشمت او به غير انفعال به خود راه ندهد و بقا فناى او را « 11 » اعتبار نكند .
هامش
( 1 ) - مز : نمىكند ( 2 ) - ب : شد ( 3 ) - ب : عزا گذاشته ( 4 ) - ب : جمع ( 5 ) - ب : كرده‌اند ( 6 ) - ب : مىكنند ( 7 ) - ب : « اردبيل » ندارد ( 8 ) - ب : ديده ( 9 ) - ب : رصى ( 10 ) - سوره 57 آيه 23 ( 11 ) - ب : آن را
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 555 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى