تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
ما بر شما داخل گردد « 1 » . به درستى كه ما بر كسى رحم نكنيم و به شكايت « 2 » كسى دلهاى ما نرم نگردد زيرا كه از « 3 » دلهاى ما خداوند « 4 » تعالى رحم « 5 » بيرون برده ؛ پس واى بر كسى و ديگر باره واى بر كسى كه با ما در مقام حرب در آيد . به تحقيق كه ما خراب [ 401 ] كنندهء بلاديم و يتيم « 6 » كننده اولاديم و بردارندهء « 7 » رسم « 8 » عناديم . از شما گريختن و از ما طلب كردن آيا در كدام زمين شما را راه خواهد « 9 » بود و كدام بلده شما را پناه خواهد داد و شما را از شمشيرها « 10 » خلاصى و از تيرهاى ما گريزگاهى نيست . اسبان ما دونده و شمشير « 11 » ما برنده است « 12 » و نيزه‌هاى ما گذرنده و گرزهاى ما كوبنده و كسى « 13 » كه از ما طلب امان نمود سالم ماند و كسى كه ارادهء حرب ما كرد پشيمان شد . كسى قصد ملك ما نتواند « 14 » و نزديكان ما را ذليل نتواند ساخت . پس اگر قبول شرايط ما كردند و اطاعت امر ما نمودند ، « 15 » در منفعت و مضرت با ما شريك گشتند « 16 » و اگر مخالفت كرديد « 17 » و از اطاعت ما ابا نموديد « 18 » و بر كردار خود باقى مانديد ، پس اگر بدى به شما رسيد ملامت نكنيد الانفس خود را ؛ زيرا « 19 » كه آن بدى خود كرده شما است . به تحقيق كه هر كه پيش از مؤاخذه بترسانيد عذر خود را تمام كرد و هركس كه « 20 » پيش از عقوبت آگاه كرد ، انصاف داد « 21 » و حصارها مانع ما نتواند شد و لشكرها از مقاتله « 22 » ما بر نتواند گشت . دعاى شما را خداى تعالى اجابت نكند و نشنود زيرا كه شما حرام خوارانيد و در سوگندها « 23 » خيانت كنيد . بدعتها را ضايع گذاشتيد « 24 » و فسقها را حلال دانستيد و حسد و طغيان ميان شما فاش شد . پس بشارت باد « 25 » شما را به خوارى و بىمقدارى پيش ما . به « 26 » تحقيق ثابت شده كه شما فاجرانيد و مسلط ساخته ما را بر شما و آنكسى كه به دست « 27 » اوست تدبير امور و تقدير احكام . عزيز شما پيش ما « 28 » خوار است و بسيار شما پيش ما « 29 » اندك . كسى كه با ما مقاومت كند عذاب و خوف قرين او باشد ، و كسى كه مطيع راه ما باشد امن و امان و مرحمت شامل او گردد . ما مالك زمينيم از مشرق تا مغرب و صاحب غارت و تاراجيم و
« يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً
« 30 »
»
. پس بايد كه به عقلهاى خود تفكر نمائيد و « 31 » هدايت و راه صواب را اختيار كنيد « 32 » و زود جواب بما اعلام نماييد پيش از آنكه آتش جنگ بر افروزد و
هامش
( 1 ) - ب ، م : گردد و ( 2 ) - م : شكايت . ن : و از شكايت ( 3 ) - مز ، ب ، م : « از » ندارد ( 4 ) - ن : خدا ( 5 ) - ن : رحم را ( 6 ) - ن : ستم ( 7 ) - ب ، ن : بر آورنده ( 8 ) - ن : رسم و ( 9 ) - م : خواهد داد و شما . ن : خواداد و از شمشير خلاصى ( 10 ) - ب ، م : « ها » ندارد ( 11 ) - م ن : شمشيرهاى ( 12 ) - ب ، ن : دست ( 13 ) - ب ، ن ، م : كس ( 14 ) - ن : نتواند كرد ( 15 ) - م ن : نمودند و ( 16 ) - ب ، م ، ن : شريكند ( 17 ) - ن : كردند ( 18 ) - ن : نمودند ( 19 ) - ب ، م ، ن : كس ( 20 ) - ب ، ن : هر كه ( 21 ) - ب ، ن : داد و ( 22 ) - م ، ن : مقابله ( 23 ) - ن : ما ( 24 ) - ن : گذاشتند ( 25 ) - م ، ن : « باد » ندارد ( 26 ) - ن : « به » ندارد ( 27 ) - ب ، ن : در دست ( 28 ) - ن : پيشمار ( 29 ) - ن : بيشمار ( 30 ) - آيه 18 سوره 79 ( 31 ) - ن : زود جواب ( 32 ) - ن : نمائيد
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 547 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى