ما بر شما داخل گردد « 1 » . به درستى كه ما بر كسى رحم نكنيم و به شكايت « 2 » كسى دلهاى ما نرم نگردد زيرا كه از « 3 » دلهاى ما خداوند « 4 » تعالى رحم « 5 » بيرون برده ؛ پس واى بر كسى و ديگر باره واى بر كسى كه با ما در مقام حرب در آيد . به تحقيق كه ما خراب [ 401 ] كنندهء بلاديم و يتيم « 6 » كننده اولاديم و بردارندهء « 7 » رسم « 8 » عناديم . از شما گريختن و از ما طلب كردن آيا در كدام زمين شما را راه خواهد « 9 » بود و كدام بلده شما را پناه خواهد داد و شما را از شمشيرها « 10 » خلاصى و از تيرهاى ما گريزگاهى نيست . اسبان ما دونده و شمشير « 11 » ما برنده است « 12 » و نيزههاى ما گذرنده و گرزهاى ما كوبنده و كسى « 13 » كه از ما طلب امان نمود سالم ماند و كسى كه ارادهء حرب ما كرد پشيمان شد . كسى قصد ملك ما نتواند « 14 » و نزديكان ما را ذليل نتواند ساخت . پس اگر قبول شرايط ما كردند و اطاعت امر ما نمودند ، « 15 » در منفعت و مضرت با ما شريك گشتند « 16 » و اگر مخالفت كرديد « 17 » و از اطاعت ما ابا نموديد « 18 » و بر كردار خود باقى مانديد ، پس اگر بدى به شما رسيد ملامت نكنيد الانفس خود را ؛ زيرا « 19 » كه آن بدى خود كرده شما است . به تحقيق كه هر كه پيش از مؤاخذه بترسانيد عذر خود را تمام كرد و هركس كه « 20 » پيش از عقوبت آگاه كرد ، انصاف داد « 21 » و حصارها مانع ما نتواند شد و لشكرها از مقاتله « 22 » ما بر نتواند گشت . دعاى شما را خداى تعالى اجابت نكند و نشنود زيرا كه شما حرام خوارانيد و در سوگندها « 23 » خيانت كنيد . بدعتها را ضايع گذاشتيد « 24 » و فسقها را حلال دانستيد و حسد و طغيان ميان شما فاش شد . پس بشارت باد « 25 » شما را به خوارى و بىمقدارى پيش ما . به « 26 » تحقيق ثابت شده كه شما فاجرانيد و مسلط ساخته ما را بر شما و آنكسى كه به دست « 27 » اوست تدبير امور و تقدير احكام . عزيز شما پيش ما « 28 » خوار است و بسيار شما پيش ما « 29 » اندك . كسى كه با ما مقاومت كند عذاب و خوف قرين او باشد ، و كسى كه مطيع راه ما باشد امن و امان و مرحمت شامل او گردد . ما مالك زمينيم از مشرق تا مغرب و صاحب غارت و تاراجيم و
« يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً
« 30 »
»
. پس بايد كه به عقلهاى خود تفكر نمائيد و « 31 » هدايت و راه صواب را اختيار كنيد « 32 » و زود جواب بما اعلام نماييد پيش از آنكه آتش جنگ بر افروزد و
هامش
( 1 ) - ب ، م : گردد و
( 2 ) - م : شكايت . ن : و از شكايت
( 3 ) - مز ، ب ، م : « از » ندارد
( 4 ) - ن : خدا
( 5 ) - ن : رحم را
( 6 ) - ن : ستم
( 7 ) - ب ، ن : بر آورنده
( 8 ) - ن : رسم و
( 9 ) - م : خواهد داد و شما . ن : خواداد و از شمشير خلاصى
( 10 ) - ب ، م : « ها » ندارد
( 11 ) - م ن : شمشيرهاى
( 12 ) - ب ، ن : دست
( 13 ) - ب ، ن ، م : كس
( 14 ) - ن : نتواند كرد
( 15 ) - م ن : نمودند و
( 16 ) - ب ، م ، ن : شريكند
( 17 ) - ن : كردند
( 18 ) - ن : نمودند
( 19 ) - ب ، م ، ن : كس
( 20 ) - ب ، ن : هر كه
( 21 ) - ب ، ن : داد و
( 22 ) - م ، ن : مقابله
( 23 ) - ن : ما
( 24 ) - ن : گذاشتند
( 25 ) - م ، ن : « باد » ندارد
( 26 ) - ن : « به » ندارد
( 27 ) - ب ، ن : در دست
( 28 ) - ن : پيشمار
( 29 ) - ن : بيشمار
( 30 ) - آيه 18 سوره 79
( 31 ) - ن : زود جواب
( 32 ) - ن : نمائيد