تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
ركيك « 1 » و سست است و در معنيش بسى تشكيك « 2 » . بگوئيد كاتب خود را كه اين مقاله را ترتيب داده و اين رساله را تصنيف نموده كه تقصير نكردى « 3 » و اقتصار بجاى آوردى . [ 403 ] اين مكتوب تو « 4 » پيش ما زياده از آواز « 5 » پر مگسى « 6 » نيست و به تحقيق كه تو استخفاف نعمت كردى و مستوجب عقوبت گشتى . » و « 7 » هم در اين سال شاهزاده سام ميرزا كه مدت شش سال در قلعهء قهقهه محبوس بود در « 8 » شهر جمادى الثانى سنهء مذكوره ازين « 9 » مرحلهء فانى رحلت فرمود « 10 » . مجملى از تفصيل مجارى « 11 » حالات و اوقات شاهزادهء حميده صفات سابقا مذكور شد كه چون شاهزاده سام ميرزا در قندهار شكست يافته به طبس گيلكى رفت ، شاه « 12 » سكندر سپاه پروانچه‌اى به خط مبارك مشعر بر قسم و معاهده به وى « 13 » نوشته بود كه قصد او نكند ، مصحوب قرا سلطان شاملو كه در آن اوان حاكم طبس گيلكى بود فرستاد « 14 » . سام ميرزا به اردوى همايون حاضر شد و او را به حرم برده نوازشات فرمودند و مقرر نمودند كه سى نفر از قورچيان از جميع اويماقات ملازم وى باشند و در اردو « 15 » ملازم ركاب ظفر انتساب بوده از مطبخ خاصه و بيوتات معموره طعام و ملبوس و ما يحتاج او را سال به سال رسانند . نواب ميرزايى قرب دوازده‌سال به اين وضع « 16 » در اردو بسر مىبرد تا وقتى كه القاس ميرزا ياغى شده « 17 » به روم رفت . در معاملهء پيچين « 18 » ئيل‌ست و خمسين و تسعمائة نواب ميرزايى « 19 » التماس نمود « 20 » كه من ديگر تردد نمىتوانم كرد ؛ اگر عنايت بىغايت شاهانه شامل حال اين كمينه گردد ، محلى تعيين « 21 » فرمايند كه در آنجا توطن نموده به طاعت « 22 » و عبادت و دعاگويى « 23 » دولت اقدام نمايم . شاه عالم پناه ملتمس او را مبذول داشته در اواخر اين سال توليت حظيرهء مقدسه را به نواب طويى لهم و حسن مآب شفقت فرمودند ، حكومت دار الارشاد « 24 » را نيز علاوه آن « 25 » نموده وى را بدان مكان ملايك آشيان فرستادند . نواب ميرزايى مدت دوازده سال متمادى در اردبيل بسر برده مقرر فرموده بودند كه در فصول اربعه هر فصلى در كدام محل « 26 » بسر برند
هامش
( 1 ) - ب ، ن : ركيك است ( 2 ) - مز : نامشخص است ( 3 ) - ن : نكرده ( 4 ) - م ، ن : ترا ( 5 ) - ن : « آواز » ندارد ( 6 ) - م ، ن : مگس ( 7 ) - ب ، م ، ن : « و » ندارد ( 8 ) - ب ، م : و در ( 9 ) - م : از اين ( 10 ) - ن : فرموده ( 11 ) - م ، ن : مجازى ( 12 ) - ب ، م : شاهزاده ( 13 ) - ب ، م ، ن : بر وى ( 14 ) - ن : فرستاد و ( 15 ) - ن : اردوى . م : اردو و ( 16 ) - ب ، ن : موضع در آورد ( 17 ) - م ، ن : شده بود ( 18 ) - ن : پيچى ( 19 ) - ن : ميرزاى ( 20 ) - ن : كرد ( 21 ) - م : تعين ( 22 ) - م : به طاقت ( 23 ) - ن : گوى ( 24 ) - ب ، م ، ن : دار السلطنه و دار الارشاد ( 25 ) - ن : او ( 26 ) - ب ، ن : محلى