تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
نوجوان اول پير كن دوران « 1 » كه جانان دورى دور * شاد اول اى خسته اول كيم درده درمان دورى دور
گز مكز « 2 » عالمده سرگردان ايا پروانه لر * خوش منور دور « 3 » جهان شمع شبستان دورى دور
نااميد اولمه جهانده‌اى گداى بينوا * درگه سلطان دوار كيم « 4 » لطف « 5 » احسان دورى درو
محنت « 6 » دنيى دن ايدل پاك اولوب سورگل مراد * خرم اول غم چكمه غم كيم « 7 » ظل سبحان دورى دور
* * * * *
چو شد ملك سليمانش مسلم * به كام دوستانش شاه عالم
فلك چون خاتمش زير نگين باد * كليد عالمش در آستين باد
ايا « 8 » سلطان اقليم معالى * جهان هرگز مبادا از تو خالى
تمتع يا بى از اقبال و از بخت * مبادا بىوجودت افسر و تخت
خداوند زمين و چرخ اخضر * نهاده بر سرت از مهر افسر
مباركبادت اى ظل آلهى * نشستن بر سرير پادشاهى
به تو نازنده شد ملك سليمان * به اقبالت تفاخر كرد دوران
گلستان شد به اقبال تو عالم * ترا شاهنشهى گشته مسلم
ز عدلت ساحت ايام گلشن * ز لطفت ديدهء احباب روشن
فروغ دولتت از بخت فيروز * چو ماه نو فزايد روز بروز
رباعى « 9 » :
يا رب كه ترا بخت همايون هر روز * رويت زمى نشاط گلگون هر روز
همچون مه نو قدر تو عالى هر شب * چون فصل بهار روزت افزون هر روز
* * *
آلهى تا نشان باشد ز عالم * مبادا ملك عالم بىتو يكدم
هميشه بخت و دولت يار بادت * همه با بخت و دولت كار بادت
مرادت را سعادت راهبر باد « 10 » [ 391 ] * ز تو هر روزت اقبال دگر باد
مظفر « 11 » باد بر دشمن سپاهت * نيفتد از سر دولت كلاهت
هامش
( 1 ) - م : دورانى ( 2 ) - كرمسكر ( 3 ) - م : دور ( 4 ) - م : دار كيم و ( 5 ) - م : لطف و ( 6 ) - مز ، ب ، ن : دور محنت دنيى دون . م : محنت دنيا و دون . . . سركون مراد ( 7 ) - م : كنم ( 8 ) - م : ايام ( 9 ) - ب ، م : ندارد ( 10 ) - م : باد رهبر ( 11 ) - م : مظفر باد بر دشمست شاهت