تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
عجب بزمى و نيكو صحبتى بود « 1 » * عجايب مجلسى خوش عشرتى بود
به عشرت همچو ايام جوانى * به نعمت چون نعيم جاودانى
در آن بزمى كه با جنت قرين بود * زنعمت رشك فردوس برين بود
به عالم هر كه هر چيزى كه مىخواست * به كام خويش ديدى « 2 » بىكم و كاست
و از بخار بخور كه در آن جشن پر عيش و حضور به جانب افلاك متصاعد مىگرديد « 3 » بوى مشك اذفرو شمامهء عنبر به مشام ساكنان ملاء اعلى مىرسيد و از بوى مجمر آن بزم عرصهء افلاك پر از بخار بخور « 4 » و عبير بود . القصه در آن صحبت پر مسرت باصره به هر جانب كه نطز مىگشاد آنچه « 5 » مطلوب و خاطرخواه بود مىديد و از شور « 6 » آن سور « 7 » سامعه به هر طرف كه گوش مىنهاد مضمون اين ابيات دلكش و اشعار بىغش مىشنيد . شعر « 8 » :
شد « 9 » ايوان از جوانان سرايى * چو فردوس برين در دلگشايى
غلامان خطايى صف كشيده * به غمزه قلب صفها را دريده
به دست ساقيان ماه پيكر * قمزهاى روان در كاسهء زر
مه سامى ز جام حسن سرمست * به خدمت ايستاده جام در دست
لبالب كرده هر دم از قمز جام * عرق از دار چينى يافته كام
زمانه برگ عشرت ساز كرده * فلك درهاى دولت باز كرده
ز بس عيش و نشاط كامرانى * جهان را تازه شد رسم جوانى
شده را مشگران راهزن جمع * نشسته مجمرى بر پاى هر شمع
به هر جا شمع كافورى نهاده * بتان در بزم چون شمع ايستاده
نواها نسخه سنجان ساز كرده * نشاط رفته را آواز كرده
خروش ارغنون و خارش چنگ * رسانيده به گوش زهره آهنگ
دم نايى روان بگرفته در نى * خروشان گشته بربط را رگ و پى « 10 »
غزلهاى نظامى را غزالان * زده بر نغمه‌هاى چنگ نالان [ 377 ]
نواها [ 375 ] مختلف در پرده سازى * نوازش متفق در جان نوازى
بر او تار « 11 » مغنى هر سرودى * بر آهنگ دگر بر بسته رودى
چه جشنى بزمگاه خسروانه * هزاران ناز و نعمت در ميانه
هامش
( 1 ) - م : « بود » ندارد ( 2 ) - م : ديد و ( 3 ) - م : مىگردد ( 4 ) - مز : بخور عبير و عنبر ( 5 ) - م : و آنچه ( 6 ) - م : شو ( 7 ) - ب : سو ( 8 ) - م : ندارد ( 9 ) - م : صد ( 10 ) - م : برك نى ( 11 ) - م : برو ناز