تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
عقل عقلا در آن حيران مانده اگر هزار كاتب سريع الكتابه در تحرير آن عمرها اوقات صرف نمايند شمه‌اى از ذوق و فرح اين دوست جانى و محب دو جهانى در سلك تقرير « 1 » درج نتوانند كرد . « 2 » اگر هزار هزار ارباب فصاحت و بلاغت زبان در بيان اين عيش و سرور و بهجت « 3 » و حضور كه اين مخلص موافق و خيرخواه صادق را روى نمود گشايند « 4 » از عهده « 5 » عشر عشير « 6 » شوق اين موهبت عظيم و عطيهء جسيم بيرون نتواند آمد . شعر « 7 » :
عقل از نشاط مژده به جان داد ناگهان * كاخر دلم به آرزوى خويشتن رسيد
جان نيز گفت شكر خدا را هزار بار * كانچ از خداى « 8 » خواسته بودم به من رسيد
سجدات شكر آلهى و مراسم سپاس لطف نامتناهى به جاى آورده بلبل ناطقه بر شاخسار ثناى حضرت پروردگار جل جلاله « 9 » زبان « 10 » به شكرگذارى حضرت ملك ديان عظم « 11 » شأنه گشود . شعر « 12 » :
شكر فيضش چو عطاى دگر است « 13 » * باعث حمد و ثناى « 14 » دگر است « 15 »
كى شود در نظر نكته شناس « 16 » * منتهى سلسلهء شكر و سپاس
هر كه جانيش بود در بدنى * گر شود هربن « 17 » مويش دهنى
باشد از هر دهنى گشته زبان * سر هر موى « 18 » به صد نطق و « 19 » بيان
ابد الدهر سخن ساز كنند * پرده از نوى « 20 » و كهن باز « 21 » كنند
نتوانند كه آرند بجاى * شكر مويى ز كرمهاى خداى
و از صيت اين « 22 » بشارت ، نويد امن و امان به گوش هوش عالميان رسيده و از ميامن آن « 23 » ديدهء اميد خلايق و جهانيان روشن گرديده « 24 » و اهل اين ديار از صغار و كبار ازين اخبار مسرت آثار به چندان شادان « 25 » و فرحان و خوشحال « 26 » و فارغ البال گشتند كه شرح شمه‌اى از آن از هزار يكى بيان توان « 27 » نمود . مصراع « 28 » :
روى نياز بر زمين دست دعا بر آسمان
از حضرت مهيمن متعال جل جلاله استدعا نمودند كه آن سلطان صاحبقران و شهنشاه
هامش
( 1 ) - م : تحرير ( 2 ) - ب ، م : نمود ( 3 ) - م : ندارد ( 4 ) - ب ، م : كشاينده ( 5 ) - م : م : « عهده » ( 6 ) - م : و عشير ( 7 ) - م : ندارد ( 8 ) - م : خدا ( 9 ) - م : جل و جلال ( 10 ) - م : و زيان ( 11 ) - م : عظيم ( 12 ) - م : ندارد ( 13 ) - م : دگرسست ( 14 ) - م : ندارد ( 15 ) - م : دگرست ( 16 ) - م : تكيه سپاس ( 17 ) - م : سربن ( 18 ) - م : هر سر ( 19 ) - م : ندارد ( 20 ) - مز : نوى وى ( 21 ) - م : ساز ( 22 ) - ب ، م : « اين » ندارد ( 23 ) - م : « آن » ندارد ( 24 ) - ب ، م : گرديد ( 25 ) - م : شادمان ( 26 ) - ب ، م : خوشحال ( 27 ) - م : توانند ( 28 ) - ب ، م : ندارد
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 509 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى