تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
شيخشاه اصفهانى گفته . نظم « 1 » :
از هاتف غيب اين شنيدم * كز دار فنا تقى « 2 » دين رفت
در صدف سيادت امروز * چون قطرهء آب در زمين رفت « 3 »
او رفت و به دل هزار حسرت * صد حيف ازو كه اينچنين رفت
چون بود ز طيبين اولاد * سوى حضرات طاهرين رفت
تاريخ وفات او چو جستم * گفتند بگو بزرگ دين رفت
و هم درين سال در روز شنبه بيست و سيوم شهر « 4 » ربيع الثانى نواب شاهزادگى ابو الغالب سلطان محمد ميرزا و نور حدقهء جهانيان سلطان حسن ميرزا « 5 » ولد او به دار السلطنهء قزوين داخل شده ، جميع شاهزاده‌ها و امرا و اعيان و جمهور و ساكنان خطهء قزوين تا بيدستان استقبال فرمودند و نقبا و سادات مشهد مقدس معلى مقدمهم « 6 » مير شريف موسوى كلانتر مشهد * مقدس معلى در ملازمت شاهزادهء سپهر اعتلا بودند . و هم درين سال در شهر ربيع الثانى خبر فوت عبد اللّه خان بن قرا خان « 7 » كه از عمهء شاه « 8 » جم جاه به وجود آمده بود و خواهر آن شاه نيكو پريخان خانم در حبالهء او بود ، از شروان « 9 » به درگاه شاه عالميان رسيد كه در همين ماه رحلت نموده . هم « 10 » درين سال شاه ملكى خصال مهد عليايى فخر النسا بيگم صبيه مرحومى مير عبد اللّه مازندرانى را در عقد نكاح شاهزادهء « 11 » با فلاح ابو الغالب سلطان محمد ميرزا در آورده در شب شنبه دهم ماه شعبان دارايى دار السلطنهء هرات به نواب شاهزادگى شفقت فرمودند و للگى وى را به شاه قلى سلطان يكان « 12 » استاجلو مرحمت نمودند و مقرر فرمودند كه للهء مذكور شاهزاده را با مخدومزادهء « 13 » سلطان حسن « 14 » ميرزا « 15 » برداشته متوجه دار السلطنهء مذكوره گردد . و هم درين سال ارس « 16 » سلطان روملو كه حاكم بعضى از ولايات رى بود معزول شده به ايالت شيروان « 17 » منصوب شد و الكاى رى را به پيره « 18 » محمد بيگ چاوشلو شفقت فرمودند و يعقوب بيگ يوزباشى افشار را امارت داده داروغگى تبريز را نامزد او فرمودند . و هم درين سال آقا جمالى ولد آقا كمالى كرمانى كه سالها در خدمت شاه عالم‌آرا تقرب تمام داشت به واسطهء بعضى از اعمال ناصواب گرفتار كردار خود شد ، در روز چهارشنبه دوم شهر صفر مغضوب گشت
هامش
( 1 ) - ن : بيت . م : ندارد ( 2 ) - ب ، م ، ن : تقى الدين ( 3 ) - م : اين بيت را ندارد ( 4 ) - م : سيم ( 5 ) - م : والد ( 6 ) - م : مقدهم . ن : هفدهم ( 7 ) - م ، ن : قرا خان كه شاهزادهء سپهر اعتلاء بود و خود آمده خواهران شاهزادهء نيكو خصال پريخان خانم . ( 8 ) - ب : شاهزاده سپهر اعتلاء ( 9 ) - م : سروان ( 10 ) - م : و هم ( 11 ) - ب : به شاهزاده ( 12 ) - به شاهقلى سلطان ( 13 ) - ب ، ن : مخدومزاده‌ها سلطان محمد سلطان حسين ميرزا ( 14 ) - م ، ن : حسين ( 15 ) - ب ، ن : ميرزا را ( 16 ) - ب : درس . م ، ن : اورس ( 17 ) - م : شروان ( 18 ) - ب ، ن : پير محمد