تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
قرابت تمام به والدين مستهام « 1 » داشت و در سلك فيوج « 2 » و مقربان [ 334 ] و مخصوصان شاه عالميان بود مقرر نمود كه به دار السلطنه رفته جهت هر يك از شاهزاده‌ها « 3 » و امرا * و اهالى آن ولايت خلعت برده ، در آن خطهء فاخره سمنوپزى نمايند و به والد مؤلف مير منشى كه در سلك ملازمان درگاه عالم پناه منخرط بود امر فرمود كه درين باب مسوده « 4 » حكم همايون نمايد . وى امتثالا لامره العالى * مضمون فرموده « 5 » اشرف « 6 » را بدين عبارت رقم نموده بسيار مستحسن خاطر اشرف افتاد . « فرمان همايون شرف نفاد يافت آنكه چون بلدهء فردوس صفات دار السلطنهء هرات صانها اللّه تعالى عن الآفات كه به لطافت آب و هوا و نظافت « 7 » گلرخان سمن سيما رشك گلستان ارم و غيرت « 8 » بلاد عالم است « 9 » در مبادى سلطنت روزافزون مقر عز و جلال نواب همايون ما بوده و نهال بلند اقبال دولت بىزوال ما در آن آب و هوا نشو و نما يافته اول مملكتى كه اعليحضرت خاقان جم جاه فردوس مكان عليين آشيانى « 10 » شاه بابا ام « 11 » انار اللّه برهانه نامزد « 12 » همايون ما كرده آن شهر دلپذير و بلدهء بىنظير بود و گوئيا آن بلدهء ارم نشان وطن مالوف ما است . نظم « 13 » :
شهر هرى چشم و چراغ بلاد * جاى شهانست كه آباد باد
هر كه نهادست درو پاى خويش * كرده فراموش ز مأواى خويش
كان نمك ساده رخانش همه * اهل هنر پيرو جوانش همه
و هميشه خاطر اشرف اعلى متوجه انتظام حال و فراغ بال سكنه و متوطنه « 14 » آنجا بوده و هست و از تاريخ بيست و هشت « 15 » سال تا حال به واسطهء ظلم و تعدى محمد خان تكلو و قزاق « 16 » آن حرامزادهء سگ ، اهل آن ملك دلشكسته و پريشان خاطر بوده‌اند « 17 » و به سيرهاى بهجت‌انگيز و جشنهاى فرح آميز كه مقتضاى وضع دلگشاى و هواى نشاط افزاى آنجا است نپرداخته‌اند و چون درين اوقات به يمن توفيقات آلهى و امداد حضرات « 18 » مقدسات سدره مرتبات صلوات اللّه و « 19 » سلامه عليهم اجمعين دست تعدى و تظلم آن سگ حرامزادهء نمك به حرام از سر خواص و عوام آن شهر جنت نشان كوتاه شد « 20 » ، انشاء اللّه تعالى بعد از اين روز به روز به يمن « 21 » معدلت و عنايت كاملهء نواب همايون ما آثار بهجت و سرور و فراغت و حضور در آن بلدهء فاخره در تزايد و ترقى
هامش
( 1 ) - ب ، م : مهنام ( 2 ) - م : فتوح ( 3 ) - م : شاهزاده ( 4 ) - م : مسود ( 5 ) - ب ، ن : فرموده را ( 6 ) - م : « اشرف » ندارد ( 7 ) - ب ، م : نظافت ( 8 ) - م ، ن : عشرت ( 9 ) - م : عالميت ( 10 ) - ب ، م ، ن : آشيان ( 11 ) - م : بابام ( 12 ) - م : نامرده ( 13 ) - ن : بيت . م : ندارد ( 14 ) - متوطنان ( 15 ) - ب ، م : بيست و هشتم ( 16 ) - ب ، م ، ن : قزاق و ديوان ( 17 ) - ب ، م : بودند ( 18 ) - م : حضرت ( 19 ) - م : ندارد ( 20 ) - م : شده ( 21 ) - م : همين