عليهم « 1 » التحية و الثنا هديه فرمودند و درين باب پروانجات مؤكد به لعنت نامه نوشته « 2 » به اطراف و اعاظم بلاد فرستاده امر فرمودند كه « 3 » بر سنگ نقش نمايند و له الحمد و المنه كه اين نوع مكرمتى كه از هيچ يك از سلاطين جهان و خواقين دوران سر نزده از آنزمان « 4 » تا حال كه تاريخ هجرى به نهصد « 5 » و نود و چهار رسيد همچنان در دودمان آن پادشاه عاليشان برقرار است . شعر « 6 » :
نشان نماند ز تمغا به غير از آن « 7 » داغى * كه در درونهء تمغاچى از غم تمغاست « 8 »
و همچنين مبلغهاى كليه از وجوهات تابعه مال * و خراج كه از قديم الايام تا پيش ازين به چند سال داخل ابواب المال شده بود و عجزهء بيچاره « 9 » از آن ممر پايمال عمال بودند تصدق فرموده مال اصناف و محترفه اكثر بلاد را مؤكد به لعنتنامه بخشيدند و مبلغى ديگر از مال وجوه منهيات چون شرابخانه و قمارخانه و امثال ذلك مسدود فرمودند و سالهاست كه رفع و منع آن به درع « 10 » شده .
و هم درين سال استادى مولانا نظام الدين « 11 » شاه محمود زرين قلم نيشابورى در « 12 » مشهد مقدسهء رضيهء رضويه على راقدها الف الف سلام و تحيه « 13 » از عالم فانى به سراى جاودانى انتقال فرمود و در جنب قبر مرحومى مولانا سلطانعلى مشهدى در پايين پاى حضرت عليه السلام نزديك پنجرهء گنبد مير عليشير مدفون گشته ، اين ابيات از اشعار « 14 » مولانا است . بيت :
آلهى همه عمر محمود كاتب * اگر چه به عصيان سيه كرده دفتر
به عرف خطايش خط عفو دركش * به حق على ابن موسى بن جعفر
شرح فضايل و كمالات مولانا « 15 » در تذكرة الشعرا ثبت افتاده . « 16 »
سال « 17 » * چهل و سيم از سلطنت آن برگزيدهء خالق افلاك و انجم سنهء ثلث و سبعين و تسعمائة نوروز پارس ئيل روز پنجشنبه نوزدهم شهر شعبان العادل
در اول اين سال خبر رفتن امراى عظام در ملازمت شاهزاده ابراهيم بهرام « 18 » به هرات و مقارنهء آن مژدهء فوت قزاق نمك به حرام به مسامع عز و جلال رسيد . شاه كامياب به واسطهء محبتى و الفتى كه بدان بلدهء خلد « 19 » مانند داشتند ، سيادت پناه « 20 » محبوب القلوبى مير گنش « 21 » قمى را كه
هامش
( 1 ) - م : عليه
( 2 ) - ن : نوشتند
( 3 ) - ب ، م ، ن : و درين باب كه بر سنگ
( 4 ) - ب ، م : آنزمان حال
( 5 ) - م : نهصد
( 6 ) - ن : بيت . م : ندارد
( 7 ) - م : « از آن » ندارد
( 8 ) - م : معاست
( 9 ) - م : و بيچاره آن را به ممر . ن : بيچارگان آن را به ممر
( 10 ) - م : مدح
( 11 ) - م : عظام الدين
( 12 ) - ن : از - ن : التحيه
( 13 ) - از شعر اشعار
( 14 ) - م : ندارد
( 15 ) - م : وى
( 16 ) - م ، ن : افتاد
( 17 ) - ن : ذكر فرستادن شاه عالميانپناه مير گنش قمى را جهت سمنون پختن به ولايت هرات و خلعت فرستادن جهت شاهزادهها . م : عنوان مشخص نيست .
( 18 ) - ب : بهرام به راه آمد . ن : ابراهيم همراه آمد . م : به همراه آمد .
( 19 ) - ب ، م ، ن : خلد آيين
( 20 ) - ن : مآب
( 21 ) - م ، ن : مير كبش