تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
ياقوت عصر خود بود روزى كه از جهان رفت * تاريخ فوت او شد « ياقوت عصر مالك »
در مقبرهء مزار امامزاده شاه حسين مدفون شد . و هم درين سال شاه عالم پناه والد مؤلف را از وزارت نواب سلطان ابراهيم ميرزا به اغواى معصوم بيگ صفوى معزول ساخته خواجه ميرزا بيگ سابقى « 1 » كه وزير * قورچى باشى مذكور بود به جاى وى تعيين فرمودند و مشار اليه به مشهد مقدس معلى آمد « 2 » . مولانا معين « 3 » استرآبادى قصيده‌اى كه به جهت والد مؤلف در سلك نظم كشيده بود اشعارى بدان كرده دو بيت « 4 » از آن قصيده ثبت افتاد . نظم « 5 » :
سليم النفس قمى مير منشى * خلاف باب وى از باب ما نيست
نمىفهمد عتل « 6 » بين ذلك * كه غصب منصب از آداب « 7 » ما نيست
و هم درين سال على قلى خليفهء مهردار ذو القدر ولد شاهقلى خليفه از حكومت دار المؤمنين قم معزول شد و از سى سال متجاوز بود كه حكومت آن ولايت بديشان متعلق بود [ 324 ] و از ابتداى اين سال حكومت آنجا به ولى خليفه شاملو مفوض گشت .

سال « 8 » چهلم از سلطنت آن برگزيدهء خالق افلاك و انجم ، نوروز تنگوزئيل روز پنجشنبه شانزدهم شهر رجب سنه 970

سابقا مذكور شد كه سلطان سليمان خواندگار « 9 » و سلطان سليم ولد او تكلفى كه در برابر تسليم سلطان بايزيد و اولاد نسبت به خاقان سكندر شان نموده بودند و مقرر فرموده بودند كه از « 10 » ارض روم بعد از بردن سلطان بايزيد و اولاد « 11 » آن وجه را با ديگر هدايا و تحف به خدمت خلاصهء اولاد شاه نجف آورند . چون شاه فريدون‌شان حسب الامر خسرو سليمان مكان سلطان بايزيد و اولاد را تسليم « 12 » نمود ، خوندگار جعفر بيگ كنگرلو استاجلو را كه به رسالت رفته بود « 13 » مشمول عواطف پادشاهانه گردانيده الياس بيگ را كه از جملهء مقربانش بود ، با تحفهاى خوب « 14 » و تبركات مرغوب و وجه معهود كه پانصد هزار اشرفى قبروسى « 15 » كه عبارت
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن : سابق ( 2 ) - م : معلى مزكى آمده ( 3 ) - م : معين الدين ( 4 ) - م : و بيتى ( 5 ) - ن : بيت . م : ندارد ( 6 ) - م : عمل بين ذلك . ن : عمل بين بين ذلك ( 7 ) - ب : آباد . م : آياب ( 8 ) - ن : ذكر سوغات و ارمغان فرستادن سلطان سليمان قيصر روم جهت پادشاه صاحبقران سكندر شان . م : عنوان ناخوانا است ( 9 ) - ن : خوندگار ( 10 ) - ب ، م ، ن : « از » ندارد ( 11 ) - م ، ن : اولاد او را ( 12 ) - ن : فرستاده خوندگار ( 13 ) - ب : بود و ( 14 ) - م : نيكو ( 15 ) - م ، ن : فروشى