مكتوب شريفه اعتماد ايده سيز « 1 » سوز بيراولور اولنده « 2 » خلاف گلمير . بندهء خدا سليمان * » .
ايلچيان كتابت مذكور را با تحف و هدايايى كه از آن ديار آورده بودند به عرض اشرف رسانيده نوازش يافتند . چون قبل ازين كه خسرو باتمكين فرخ زاد بيگ ايشك آقاسى را نزد خوندگار فرستاده بودند و عهد نموده بودند كه هركس از جانبين گريخته ملتجى شوند او را گرفته بسپارند « 3 » ، لهذا شاه عالمآراى به مؤداى
« إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلًا »
« 4 » نقض آن فرموده روا نداشته « 5 » در روز پنجشنبه بيست و يكم شهر ذى قعدهء سنهء مسطوره سلطان بايزيد را « 6 » با چهار پسر چنانچه سابقا ذكر « 7 » اسامى ايشان رفت حسب الفرمودهء خوندگار تسليم فرستادهء سلطان سليم خان نمود . سلطان بايزيد را با اولاد كنديل كرده در تابوتهايى كه از آنجا ترتيب داده آورده بودند نهاده ، در مخملهاى سياه گرفته بر شتران حمل نموده در سلخ شهر مذكور راه اسلامبول پيش گرفتند . نظم « 8 » :
شاها چهسان آيد كسى از عهدهء شكرت برون * كز عدل و عقلت خلق را زينسان بود آسودگى
اعداى دين را سر به سر بىتيغ كين كردى زسر * نى دست تو دارد خبر نى تيغ تو آلودگى *
و اين مصراع در تاريخ قتل ايشان وارد شده . مصرع : « پنج كم از زمرهء عثمانيان » .
القصه كه صلاح كافهء عباد در تسليم نمودن سلطان بايزيد [ 322 ] و « 9 » اولاد بود و سد باب نزاع « 10 » با خوندگار و فتح ابواب اصلاح و ملاحظهء روزگار و بدين سبب وسيلهء اسباب نظام و صلاح اهل عالم به لطف مسبب لم يزل از تتق غيب جلوهگر شد و از هاتف لا ريب نداى بشارت انتماى « الصلح خير » « 11 » به مسامع جهانيان رسيد و از عجايب حالات و غرايب - صور آنكه همين عبارت خير بشارت كلام مجيد جل قايله الحميد تاريخ همين سال واقع شده و مرحومى قاضى عطاء اللّه ورامينى بدين معنى ملهم گشته و در رشتهء نظم در آورده . نظم « 12 » :
از پى آسايش خلق جهان * خسرو جم قدر و شه كامران
صلح نمودند بهم اختيار * شد ز ميان جنگ و جدل بر كنار
خلقى از اين صلح و صفا شادمان * داده بهم مژدهء امن و امان
چون پى تاريخ گرفتم قلم * نازده از كلك هنوز اين رقم
منهى اقبال درين كهنه دير * غلغله انداخت كه « الصلح خير » *
هامش
( 1 ) - ن : سز
( 2 ) - ن : اراو لندن
( 3 ) - م : بيارند
( 4 ) - سوره 17 آيه 34
( 5 ) - ب ، ن : نداشت
( 6 ) - ب : « را » ندارد
( 7 ) - ن : ذكر يافت
( 8 ) - م : ندارد . ن : بيت
( 9 ) - ب : را
( 10 ) - ب ، ن : النزاع
( 11 ) - سوره 4 آيه 128
( 12 ) - ن : بيت . م : ندارد