نمود . تاريخ وفاتش را « مير بهشتى » يافتهاند ، ولادتش را « فياض » يافته بودهاند . و هم درين سال در روز دوشنبه هفتدهم شهر ذى حجه ، حسين بيگ چاوشلو قورچى تير و كمان شاه عالميان كه از مقربان و معتمدان بود و گمان تسلط و استيلا بر بندگان خدا داشت در دار السلطنهء قزوين فوت شد .
جسدش را به مشهد مقدس معلى مزكى نقل نمودند .
ذكر « 1 » * طوى عالى نواب قمر « 2 » ركاب جهانبانى ابو الفتح سلطان ابراهيم ميرزا در مشهد مقدس معلى مزكى على مدفونها الف صلواة و سلام
سابقا ذكر رفت كه شاه سكندر سپاه بنات مطهرات خود را كه هر يكى آيتى بودند از سلسلهء عصمت و طهارت « 3 » نامزد اولاد امجاد برادر غفران بارگاه خود بهرام ميرزا نموده بود و در سنهء ئيلان ئيل خمس و ستين و تسعمائة شاهزادهء عالمآرا ابو الفتح سلطان ابراهيم ميرزا « 4 » كه در مشهد مقدس قرار گرفت ، والد مؤلف مير منشى را كه محرم و ريش سفيد و وزير وى بود به جهت آوردن شاهزادهء بلقيس صفت گوهر سلطان خانم كه بزرگترين دختران شاه سليمان « 5 » مكان بودند و به قيد « 6 » و كسب فضايل و عبادت از ساير شاهزادها ممتاز « 7 » ، شعر « 8 » :
آنكه در مهد جمالش و هم رانا بوده فهم * و آنكه بر ستر عفافش باد را نابوده راه
با وجود دورباش عصمت او آفتاب * كس تواند كردن اندر سايهء چترش نگاه
زهرهء زهراى دولت اختر برج شرف * شمسهء گردون عفت سايهء لطف آله ،
از مشهد مقدسهء مزكى معلى به درگاه گيتى پناه فرستاده حقيقت به نواب مستطاب « 9 » مهد عليايى ناموس العالمى « 10 » آيه رحمت آلهى « 11 » شاهزاده سلطانم * كه نواب ميرزايى را از ساير برادرزادها دوستتر و عزيزتر مىداشت فرستادند و « 12 » مبلغ يكصد تومان به رسم قالين همراه نمودند .
والد مؤلف امتثالا لامره العالى ، از مشهد مقدسه تا دار السلطنهء تبريز رفته در آن نواحى به شرف پاىبوس اشرف سرافراز شد و حقيقت حال معروض داشت . علما و فضلاى آن عصر را حسب الامر حاضر ساخته شاهزاده را خطبه نمود « 13 » . شعر « 14 »
حبذا عقدى كه عقد ملك را دارد نظام * حبذا نورى كزين شد رونق عالم تمام [ 307 ]
هامش
( 1 ) - م : عنوان افتاده . ن : ذكر دامادى شاهزاده عالم و عالميان سلطان ابراهيم ميرزا و وقايعى كه در آن اوان به وصول پيوست
( 2 ) - ب : ظفر
( 3 ) - ن : « و طهارت » ندارد
( 4 ) - ب ، م : ابراهيم ميرزا نموده بود
( 5 ) - م : شاه سليم بودند
( 6 ) - ن : تقيد به كسب فضايل . م : به تقيد
( 7 ) - ن : ممتاز بود
( 8 ) - م : افتاده است
( 9 ) - ن : مستطاب شاهزاده سلطانم
( 10 ) - ب ، م : ناموس العالى
( 11 ) - م : آلهى مدت دو ماه كه نواب ميرزايى
( 12 ) - ن : كه مبلغ
( 13 ) - ن : نمود بعد از آن شاه عالميان
( 14 ) - م : افتاده است