پى سال اتمام آن فكر كردم * ز يك مصرع آمد دو تاريخ حاصل
شه از سال تاريخ پرسيد گفتم * « بهشت برين » است و « 1 » « خير المنازل »
كتابهء مذكور به خط استادى مولانا مالك « 2 » ديلمى خطاط است . مولانا مشار اليه در مشهد مقدس رضيهء رضويه على مشرفها « 3 » الف الف سلام و تحيه « 4 » ، در كتابخانهء نواب ابو الفتح سلطان ابراهيم بسر مىبرد و به تعليم خط آن حضرت اشتغال داشت . شاه عالميان « 5 » پناه جهت كتابت كتابهء ايوان چهل ستون ، دولتخانه و ساير عمارات آن بلدهء فاخره مولاناى مذكور را طلب فرموده ، وى بدان خدمت اقدام مىنمود .
و هم درين سال در روز چهارشنبه هفتدهم « 6 » شهر ربيع الاول سنهء مذكوره « 7 » ، به ساعتى كه تولا بدان كند تقويم « 8 » ، از دولتخانهء قديم به دولتخانهء مجدد نقل و تحويل فرمودند . امرا و اركان دولت قاهره زرها و گوهرها ساجق و نثار فرمودند و از جميع بلاد و ممالك محروسه به جهت تهنيهء اين بنيان « 9 » ساجقها به درگاه اعلى فرستادند .
سال « 10 » سى و ششم از فرمان فرمائى آن ظل آلهى بر مسند پادشاهى نوروز « 11 » قوى ئيل روز شنبه غرهء شهر جمادى الاول سنهء ست و ستين و تسعمائة
درين سال فرخ فال شاه حميده خصال چون آب و هواى قزوين به واسطهء كثرت انهار آب روان و بسيارى باغچه و بوستان رشك ييلاقات جهان شده بود از شهر بيرون نفرمودند چه باغچهء مباركه دولتخانهء همايون و ساحت ميدان اسب غيرت افزاى گلستان جهان بود . شعر « 12 »
لطيف و دلگشا آب و هوايى * مبارك منزلى فرخنده جايى
درختان چون بتان قد بر كشيده * ز يكديگر به خوبى سر كشيده
نهال بيد كز جنت سبق داشت * خط طويى لهم بر هر ورق داشت
در اثناى اين سال خبر آمدن سلطان بايزيد ولد كوچك خواندگار « 13 » سلطان سليمان به پايهء سرير اعلى رسيد . مجملى از تفصيل آن واقعه آنكه سلطان سليم پادشاه روم سلطان بايزيد را از حكومت كوتاهيه معزول ساخته آن ديار را به فرزند بزرگتر [ 296 ] خود سلطان سليم كه در قهنيه « 14 » بود رجوع نمود . سلطان بايزيد چون آثار شفقت و عنايت پدر را دربارهء برادر استماع نمود نقد اخوت را به شوايب بغض و حسد مغشوش ساخت و مورد صفاى عقيدت را به خاشاك « 15 » خداع
هامش
( 1 ) - م ، ن : « و » ندارد
( 2 ) - م : ملك
( 3 ) - م : مشرفا
( 4 ) - م : التحيه
( 5 ) - م ، ن : عالم
( 6 ) - ب ، م ، ن : هفدهم
( 7 ) - ن : مصرع
( 8 ) - م ، ن : تولا كند بدان تقويم
( 9 ) - م : نبان
( 10 ) - ذكر رسيدن خبر آمدن بايزيد ولد كوچك خوندگار روم بپايه سرير اعلى و خوشحال شدن نواب همايون از اين خبر
( 11 ) - ب : « نوروز » ندارد
( 12 ) - ن : بيت
( 13 ) - م ، ن : خوندگار
( 14 ) - ن : فهنيه
( 15 ) - ب ، م : با خاشاك