تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
رسيد . شرح آن احوال بر سبيل اجمال آنكه اباى تركمان دختر خواجه محمد ولد « 1 » خواجه مظفر بتكچى را در حبالهء « 2 » خود در آورده بود « 3 » . ملازمان خواجه محمد تمامى نزد وى رفته ملازم شدند . آن جماعت با زوجهء مشاراليه در ميان نهاده با خود قرار دادند كه او را هنگام فرصت به قتل رسانند . ابا برين معنى اطلاع يافته محب على بيگ را كه بزرگتر آن قوم بود با رفقا طلبيده به او اظهار نمود كه شما در كشتن من اتفاق نموده‌ايد عنقريب من انديشهء ايشان مىكنم . ايشان انكار اين معنى نموده مؤكد به قسم ساختند . بعد از آن هراسان از پيش وى بيرون آمده با دختر خواجه حقيقت واقعه را گفتند . آن شيرزن ايشان را استمالت داده مقرر داشت كه شب در حوالى خيمهء اباى اسبى چند مهيا نگاه دارند و خود به در خيمه آيند و مهم اين ناتمام را به اتمام رسانند . ايشان « 4 » در همان شب كه شب پنجشنبه ششم شهر جمادى الثانى سنهء مذكور بود به در خيمه آمده پاسبانان از بيم باران نمدها بر سر خود انداخته به خواب رفته بودند . آن جماعت با يكديگر قرعهء مشاورت در ميان انداخته گفتند كه كدام يك به دفع آن مردك مىرويم . محب على بيگ از غايت پردلى و پهلوانى در خرگاه در آمده اباى « 5 » را در خواب يافت به يك ضربت شمشير سرش را از تن جدا ساخت آن سر را برداشته به اتفاق زن از خيمه بيرون آمدند و خود را به اسبان رسانيده مانند برق و باران روانهء استر آباد گردانيدند و آن سر را از آنجا برداشته متوجه درگاه عالم پناه شدند و روز جمعه بيست و هشتم شهر مذكور در قزوين به نظر انور « 6 » در آوردند * و هم درين سال قشلاق در دار السلطنهء قزوين شد و بعد ازين ييلاق و قشلاق در قزوين نموده مدت نوزده سال ديگر كه شاه جم جاه در قيد حيات بود از « 7 » قزوين بيرون نفرمودند . و هم درين سال شهادت حضرت شيخ سعيد ثانى شيخ شهيد شيخ زين الدين جبلعاملى عليه « 8 » رحمة من اللّه التعالى واقع شد . مجملى از تفصيل اين واقعه كارهه « 9 » و غايلهء نازله آنكه شيخ مرحوم درين سال به زيارت حرمين شريفين رفته بود . بعد از فراغت از زيارت ، بعضى از جهله اهل سنت به رستم پاشا كه در آن اوان وزير اعظم خوندگار بود رسانيدند كه حضرت شيخ دعوى اجتهاد مذهب اماميه نمود و بسيارى از علماى فرق شيعه نزد وى آمده از وى تحقيق مسايل مشكله مىنمايند و با او تصحيح كتب احاديث * مىدهند . رستم پاشا كس به طلب « 10 » او فرستاده وى را « 11 » در حرم كعبه معظمه گرفته [ 294 ] به اسلام بول بردند بىآنكه
هامش
( 1 ) - ن : خليفه مظفر ( 2 ) - ب : حبالهء نكاح ( 3 ) - ب ، ن : « بود » ندارد ( 4 ) - م ، ن : « ايشان » ندارد ( 5 ) - ب : آبا ( 6 ) - ب ، ن : انور اشرف ( 7 ) - م : ييلاق و قشلاق از قزوين . . . ( 8 ) - ن : « عليه رحمة من اللّه المتعالى » ندارد ( 9 ) - ن : كارهيه و قابله نازليه ( 10 ) - نزد ( 11 ) - ب : او را طلب داشته وى را در حرم . م : او را