تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
رسانيده شاهزادهء مذكور اجتناب و احتراز از محرمات نموده لباس ابريشمى نپوشد و مقرر داشتند كه پس از خواندن كلام ملك علام رساله‌هاى فارسى در واجبات خوانده مطلقا به كتب اشعار امرار نظر ننمايد . و هم درين سال به نقابت پناه امير تقى الدين محمد بن صدر مرحوم امير معز الدين محمد اصفهانى كه چند مدت در مشهد مقدس به زيارت و طاعت اقدام داشت عازم درگاه همايون شد . بعد از نيل بدان آستان معلى در بعضى از شهور سنهء مذكوره به منصب جليل القدر عظيم الشأن صدارت سرافراز شد و مير سيد على * شوشترى متوجه زيارت شده خود را بدان عتبهء عرش مرتبه رسانيد . و هم درين سال سلاطين خوارزم قرب ده پانزده نفر از احفاد چيگيز خان مغل يونس خان و برادران وى پهلوان قلى سلطان و حاجم خان و ساير بنى « 1 » اعمام از دوست خان ازبك كه بر بلاد خوارزم استيلا يافته منهزم گشته روى به درگاه عرش اشتباه شاه جم جاه نهاده خود را به مشهد مقدس معلى رسانيدند . اتفاقا در آن اوان شاهزادهء كامران ابو الفتح سلطان ابراهيم ميرزا را « 2 » در چهار باغ آيين مجددى طرح نموده امر فرمود كه از هر صنف از اهل حرفه يك دكان پر از متاع آن با زيب « 3 » و زينت بگشانيد و هر كدام از آنها را به سر كارى يكى از مقربان و ملازمان مقرر نموده بود . چون سلاطين خوارزم به مشهد مقدس آمده بودند ، نواب عالى مكررا در آن جشن پر نعمت ايشان را ضيافت و مهماندارى نمود و سير فرمود * و « 4 » بعد از رعايت و مراقبت مرخص ساخته كس خود از معتمدان همراه نموده ايشان را به درگاه معلى فرستاد . آن جماعت در روز شنبه يازدهم شهر رجب المرجب « 5 » در دار السلطنهء قزوين به عز بساط بوسى مجلس بهشت آيين مستسعد و سرافراز گشتند . « آمدن خوارزميه » موافق تاريخ « 6 » است و قشلاق همايون در دار السلطنهء قزوين به پايان رسانيد « 7 » * و هم درين سال شاهوردى سلطان زياد اغلى قاجار با سپاه قراباغ عازم گرجستان شد . سيماون « 8 » ولد لواصات از بيم عساكر ظفر شعار به كوه و جنگلستان گريخته غازيان جنگحو و دلاوران تندخو تمامى آن ولايات را از كورم « 9 » و سورى و برات لى « 10 » را نهب « 11 » و غارت كرده مواضع و مساكن كفار را خراب ساختند بنياد زراعت و [ 289 ] اشجار ميوه را برانداختند و غانما و سالما و منصورا به ولايت گنجه معاودت نمودند . و هم درين سال ، كامران « 12 » ميرزا ابن بابر پادشاه بن ميرزا عمر شيخ بن ميرزا سلطان ابو سعيد « 13 » بن ميرزا سلطان محمد بن ميرزا ميرانشاه بن امير تيمور گوركان كه به دست برادر اعيانى « 14 » خود همايون پادشاه مكحول شده بود و به مكهء معظمه رفته در آنجا توطن و سكنى نموده « 15 » بود در حجهء سال مذكور رحلت نمود . *
هامش
( 1 ) - « بنى » ندارد ( 2 ) - م : « را » ندارد ( 3 ) - م ، ن : با زينت و زيور ( 4 ) - ب : « و » ندارد ( 5 ) - ن : « المرجب » ندارد ( 6 ) - مز : تاريخى ( 7 ) - ب ، م ، ن : رسانيدند ( 8 ) - مز : سمان ( 9 ) - ب ، م : كرم ( 10 ) - ب : « لى » ندارد . م : « لى را » ندارد ( 11 ) - م : نهيب ( 12 ) - ب : كامرانى ( 13 ) - ب : ابو سعيد ميرزا ( 14 ) - ب ، م ، ن : اعيان ( 15 ) - ب ، ن : نموده در
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 392 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى