تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
شعار خود ساخته بود و ترك و تاجيك را از خور نجانيده بود . از صحيح القولى استماع افتاد كه وى در ايام استيلا و « 1 » حكومت تبريز بسى دختران باكرهء « 2 » مسلمانان و كدخدايان را به عنف كشيده در بالا خانهء فندقيه كه در مسجد جامع كبير خواجه عليشاه در محله مهادمهن واقع است ازالهء بكارت مىنمود . پس از آن شاه عاليان از سهند جلوريز به تبريز آمده در چرنداب نزول فرموده قاضى محمد و حيدر بيگ را امر فرمود كه گرفتند گوش و بينى قاضى را بريده در صندوق نمودند . يكى از شعراى زمان در تاريخ آن واقعه بيان نموده . شعر : « 3 »
سر فرعونيان قاضى محمد * كه مصر ظلم را او بود بانى
اگر ماندى دو سال ديگر آن شوم * شدى تاريخ او « فرعون ثانى »
اما قاضى مشأر اليه را در حفط و حراست بلدهء تبريز به نوعى اهتمام مرعى داشته بود كه شبها در قيصريه را كه « 4 » از زر و جنس مالامال بود نمىبستند و هيچكس از اوباش و اجلاف تبريز را قدرت بر امرى قبيح نبود . اتراك ذى قدرت از دست او * [ 286 ] عاجز آمده بودند . در ضبط محصولات وقفى و تعمير عمارات عالى خصوصا رشيدى « 5 » و عليشاهى و غازانى مساعى جميله به ظهور آورد . قاضى درويش بيگ عشقى « 6 » اين بيت را در آن باب خوش گفته . شعر : « 7 »
يتشدى مين « 8 » تو منه جمع وقف « 9 » غازانى « 10 » * مسافر اغلى مجاور الوب يتردى « 11 » انى « 12 »
و بعد از چند روز آن خسرو عالم افروز متوجهء دار السلطنهء قزوين شده در بلدهء خلد - قرين « 13 » قشلاق فرمودند . و هم درين سال نواب غفران پناه سام ميرزا از شاه جم جاه مرخص شده به زيارت حضرت امام ثامن مفترض الطاعه واجب العصمه سلام اللّه عليه « 14 » تشريف آوردند . لواب جهانبانى ابو الفتح سلطان ابراهيم ميرزا استقبال عم نيكو خصال نموده به قدم تعظيم و تكريم آن حضرت به شعر در آورده در خانهء بالينگاه كه جاى متوليان عظام بود فرود آورد « 15 » و همه روزه از روى ادب و خدمت به ملازمت آن عالى رتبت اقدام مىنمود و جشن‌هاى مرغوب و صحبتهاى مطلوب ترتيب داده پيوسته به مباحثهء علمى و مفاوضهء شعرى اوقات با بركات صرف مىفرمودند . « 16 » نواب سامى نيز از روى ادب با نواب جهانبانى سلوك مرعى مىداشت . « 17 » از نواب سامى استماع نمود كه در تعريف ملكات و توصيف كمالات و تعداد حيثيات آن شاهزادهء كثير الافاده مبالغه و اغراق بسيار مىفرمود و ترجيح او را بر اقران بلكه همگنان مىنمود . چون قرب يك ماه
هامش
( 1 ) - ب : « و » ندارد ( 2 ) - ب : پاكيزه ( 3 ) - ن : بيت ( 4 ) - ب ، م : « كه » ندارد ( 5 ) - مز ، م : رشدى ( 6 ) - ن : عنيفى ( 7 ) - ن : « شعر » ندارد ( 8 ) - ب : عين ( 9 ) - ب : وقت ( 10 ) - ب ، م : عاراتى ( 11 ) - ب ، م : سپردى ( 12 ) - ب : آلى . ن : بيت را ندارد ( 13 ) - ب : قزوين ( 14 ) - ب : عليهم ( 15 ) - ب : آورد همه ( 16 ) - ن : مىفرمود و ( 17 ) - م : « مرعى مىداشت » ندارد
خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 389 | قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى / احسان اشراقى