تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
كنم طى مراحل تا رسانم خويش را سويت * كنم قطع منازل تا نباشم دور از آن محفل
چو آيم جانب كوى تو صد منزل يكى سازم * وگر بيرون روم در هر قدم صد جا كنم منزل
پس از آن به مضمون حقيقت مشحون اين بيت مترنم شد . بيت « 1 » :
غرض وصال تو بود آمدن ز چندين راه * و گرنه هيچ مرادى دگر نبود مرا *
شاهزادهء كثير الافاده چون « 2 » از زيارت و طاعت فارغ شده از روضهء مقدسه بيرون آمده ، سوار شد و در چهار باغ كه حاكم‌نشين است ساكن گرديد و چند روز در ديوان نشسته ، اوقات خجسته ساعات به آمد و شد مردم و نوازش ايشان مصروف ساخت . بعد از آن ايام هفته را منقسم ساخته بعد از راتبهء زيارت مقرر داشتند كه سه روز جهت پرسش ديوان و باز رسيدن به احوال عجزه و زيردستان و انجام امور ملكى و مالى معين باشد و دو روز ديگر صرف فضايل و كمالات و مشق شعر و خط و نقاشى و ساير هنر و كاردانى و صحبت فضلا و حكما و علما و شعرا و خوش‌نويسان و نقاشان شده ، بقيهء هفته را به سير و سوارى و باختن قپاق و چوگان بازى گذرانند چنانچه از كلام در نظام آن حضرت است . شعر « 3 » :
آلهى كه تا هست ايام ما * چنين باد هر صبح و هر شام ما
چون سابقا مذكور شد كه شاه عالميان « 4 » على سلطان تكلو را در ملازمت شاهزادهء عالميان به صوب دار السلطنهء هرات ارسال داشت كه نواب شاهزادهء عالم سلطان محمد ميرزا را برداشته متوجه درگاه معلى گردد . چه در محل رفتن شاهزاده اسمعيل ميرزا از دار الايمان سبزوار به الكاى ترشيز رفته ، از آنجا به ولايت زاوه و محولات و خواف و باخرز و غوريان تا به دار السلطنه رسيدند و به زيارت روضهء مقدسهء منوره نفرموده سعادت زيارت آن حضرت مطلق وى را ميسر نشد . اما شاهزاده ابو الغالب سلطان محمد ميرزا مصحوب على سلطان تكلو در روز جمعه چهارم شهر شعبان المعظم سنهء مذكوره از [ 283 ] دار السلطنه بيرون آمده ، اول احرام زيارت آستان امام الجن و الانس عليه السلام بسته در اوايل شهر مبارك رمضان « 5 » بدان بلدهء خلد نشان داخل شدند . شاهزادهء قمر لقا ابو الفتح سلطان ابراهيم ميرزا بعضى « 6 » از مخصوصان را پيشتر با انواع اشربه و حلويات و تنقلات * تا حدود جام فرستاده خود قريب به سه چهار فرسخ راه شاهزاده را استقبال نمود و نواب شاهزادگى را به شهر در آورده متوجهء حمام جهت « 7 » غسل زيارت شدند . چون به حوالى چهار باغ رسيدند نواب جهانبانى ابو الفتح سلطان ابراهيم ميرزا پياده شده تا حمام در جلو شاهزاده روان شد . شاهزاده بعد از بيرون آمدن « 8 » حمام متوجه زيارت شده ميرزا را در چهار باغ فرود آورد و قريب به بيست روز شاهزادهء عالميان در مشهد
هامش
( 1 ) - ن : بيت ( 2 ) - ن : « چون » ندارد ( 3 ) - ن : بيت ( 4 ) - م : عالم پناه ( 5 ) - م : مبارك ندارد ( 6 ) - ن : و بعضى ( 7 ) - ن : جهة ( 8 ) - مز ، م : « آمدن » ندارد