تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
تمام قدم در كارزار مردى و مردانگى نهاده بالاخره شكست بر غازيان افتاد « 1 » و شاهوردى « 2 » سلطان راه انهزام « 3 » پيش گرفت . سپاه كفار قرب سيصد نفر از غازيان دلاور به قتل آورده اكثر ايشان « 4 » از دنبال غازيان روان شدند . لواصات با كشيشى در آن مقام توقف نمود . در آن اثنا « 5 » محمد بيگ حسينى با معدودى چند غافل به لواصات دچار گرديد بىتحاشى برو حمله كرده به يمن دولت و اقبال بىزوال شاهى اسب لواصات برو در آمده لواصات از مركب در افتاد . يكى از ملازمان محمد بيگ ذاكر نام از اسب به زير آمد « 6 » زخمى چند بر آن بىايمان زد . در آن اثنا گبران هجوم آوردند و محمد بيگ بر اسب سوار شده بدر رفت . گبران چند نفر از غازيان « 7 » حسينى را شهيد ساخته لواصات كه مايهء شر و فساد و اصل كفر و عناد بود به دار البوار و اصل شد . گبران لاشهء لواصات را برداشته متوجه ديار خود شدند . درين سال شاهزادهء عالميان ابو المنصور اسمعيل ميرزا « 8 » در روز سه شنبه بيست و سيوم « 9 » شهر جمادى الاول سنهء مذكوره در دار السلطنهء هرات نزول اجلال فرمودند . و هم درين سال شاهزادهء كامكار ابو الفتح سلطان ابراهيم ميرزا در روز سه شنبه هفتم شهر جمادى الاول به شهر مشهد « 10 » مقدس معلى مزكى كه رشك بلاد عالم و غيرت گلستان ارم است ، شعر : « 11 »
به طالعى كه تولا بدان كند تقويم * به ساعتى كه شود مشترى از آن مسعود
داخل شده ، چه درين روز عالم‌افروز سادات و نقبا و متولى و خدام و امرا و وزرا و خواص و عوام آن خطهء فاخره تا رباط علاقه‌بند و طرق به قدم استقبال شتافته به تقبيل انامل فياض شاهزادهء به استحقاق ذوات گرامى خود را استعدادى « 12 » ديگر سرافراز ساختند و علمداران آن آستان عرش مكان تمامى علمها را بيرون آورده تا حوض تونى رسانيدند . اهل حرفت و صنعت بازارها را از درب عيدگاه تا در روضهء مقدس منوره آيين بستند . شاهزادهء كامكار [ 282 ] با خيل و لشكر بىشمار « 13 » به در آن آستان و روضهء جنان آمده از روى خشوع و خضوع تمام روى نياز بر آن آستان امام بنده‌نواز نهاده از آنجا متوجهء حمام شاهى كه در جنب قدمگاه حضرت امام عليه السلام واقع است رفته و غسل زيارت فرموده لباس پاكيزه نمازى پوشيده ، پياده از آنجا احرام طواف آستان ملك مطاف بسته ، از روى سكينه و وقار و تكرار صلوات و اذكار بدان مكان شريف و مشهد « 14 » منيف داخل شدند . بعد از مراسم زيارت و لوازم طاعت و عبادت مضمون اين مقال ادا فرمود . نظم : « 15 »
ندارم جز طواف كوى تو چون مقصد ديگر * نبندم جز خيال روضه‌ات نقش دگر در دل
اگر صد ساله ره باشد زمن تا روضهء كويت * وگر باشد هزاران كوه و وادى در ميان حايل
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن : افتاده ( 2 ) - ن : شاهويردى ( 3 ) - ن : انهدام ( 4 ) - م : ايشان دنبال از ( 5 ) - م : زمان ( 6 ) - مز ، ب ، م : آمد ( 7 ) - ن : غازيان را ( 8 ) - ب ، م : ميرزا را ( 9 ) - ن : سيم ( 10 ) - مز : « مشهد » ندارد ( 11 ) - ن : بيت . م : ندارد ( 12 ) - ب ، م ن : استعداد ( 13 ) - ب ، ن : « بىشمار » ندارد ( 14 ) - ب ، ن : مشهد مقدس ( 15 ) - ن : بيت