تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
زمينش به آب زر آغشته‌اند * تو گويى درو زعفران كشته‌اند
خرامند بر سبزهء آن زمى * خيالى نيايد بجز خرمى ،
مضرب خيام سرادقات عز و جلال گشت . نوروز اين سال فرخ فال را در آن سرزمين به كامرانى و اقبال به سر بردند و درين روز ، فرخ‌زاد بيگ قراداغلو ايشك آقاسى را كه به مزيد رشد و كاردانى از اقران ممتاز بود ، به رسالت نزد سلطان سليمان فرستاد و در باب صلح كتابت مشحون به صداقت و موافقت نوشته ارسال فرمودند و در روز شنبه ششم شهر جمادى الاول سنهء مذكوره از بردع كوچ به منازل قراباغ فرمودند « 1 » و چند مدت در آن الكا به سر برده جهت طوى « 2 » شاهزادهء خورشيد انتما ابو المنصور اسمعيل ميرزا به دار السلطنهء تبريز نزول اجلال فرمودند و مرتضى ممالك اسلام شاه نور الدين نعمت اللّه « 3 » يزدى به اتفاق حليلهء جليله‌اش مهد عليا « 4 » خانش خانم همشيرهء شاه جم جاه عالم پناه صبيه خود مخدرهء سراپردهء عصمت و طهارت صفيه سلطان خانم را از دار العباده يزد برداشته به اردوى همايون ملحق گشتند « 5 » . نواب كامياب قمر ركاب امر فرمود تا اسباب طوى نموده شهر و بازار و محلات آراسته و آيين بسته ترتيب آن جشن عظيم و طوى جسيم در باغ شمال و باغ عشرت آباد دهند . نظم « 6 » :
بيا كه گلشن تبريز عشرت آباد است « 7 » * به عيش كوش كه عالم به عشرت آباد است
و آن باغات به اعتدال هوا و فضاى جانفزا « 8 » و لطافت اشجار و طراوت گلزار و انهار رشك باغ جنان بود . نظم « 9 » :
لطيف و دلگشا آب و هوايى * مبارك منزلى فرخنده جايى
درختان « 10 » چون بتان قد بر كشيده * به يكديگر ز خوبى سر كشيده
در باغ شمال جهت مردان و در باغ عشرت آباد جهت زنان جشن پادشاهانه و بزم خسروانه ترتيب دادند . فراشان چابك دست قبهء بارگاه خيمه و خرگاه به اوج مهر و ماه برافراشتند . * شاه جم جاه در آن خرگاه قرار گرفته حكومت مجلس طوى را در مدت سه روز به شاهزادهء قمر « 11 » طلعت ابو الفتح سلطان ابراهيم ميرزا شفقت فرمودند . آن شاهزادهء [ 276 ] به فهم داد ظرافت و لطافت و خوش‌طبعى و اجراى احكام مقرون به اخذ ترجمان و باريافتگان عتبهء
هامش
( 1 ) - ن : نزول فرمودند ( 2 ) - م : توى ( 3 ) - ب ، م ، ن : محمد نعمت اللّه ( 4 ) - م « مهد عليا » ندارد ( 5 ) - ب ، م : شده ( 6 ) - ن : بيت ( 7 ) - ن : آبادسست و آن باغات ( 8 ) - ب - مز : جانفرسا ( 9 ) - بيت . م : ن : ندارد ( 10 ) - ن : درخشان ( 11 ) - ب ، م ، ن : « قمر طلعت ابو الفتح . . . شاهزاده به فهم » ندارد